مقاله ی حاضر در اردیبهشت سال ۱۳۸۳رتبه اول فراخوان مقاله در استان اصفهان را به دست آورد . در کتاب آیین فرزانگی از انتشارات سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان چاپ شده است .
مقدمه:وقتي با موضوع مقاله آيا در آينده رايانه جاي معلم را مي گيرد؟ مواجه مي شوي بلافاصله امكان دارد با يك كلمه نه يا آري جوابي به سئوال داد ولي براي بررسي دقيق موضوع لازم است مسائل مختلف را به بحث گذاشت. ولي بايد كه به مقام و منزلت معلم در ارتباط با رايانه بيشتر توجه نشان داده شود.
در هر صورت جاي تشكر دارد كه شاهد بروز زمينه هاي جديد بحث در آموزش و پرورش هستيم . همه از فناوري اطلاعات مي گويند و گاهي هم خود را خلع سلاح شده مي يابند و بايد كه در اين راستا معلم مقام و منزلت خود را فراموش نكند، باشد كه چنين شود.
چكيده:آنچه كه در اين مقاله سعي به بررسي آن داريم مسأله جايگزيني رايانه به جاي معلم است . براي بررسي موضوع ابتدا سعي كرده ايم نگاهي كوتاه و گذرا به موضوع وسايل ارتباط جمعي داشته باشيم. در ادامه با بررسي موضوع دهكده جهاني مك لوهان جايگاه رايانه را در اين ميان مشخص ترخواهيم كرد. سپس با توجه به فناوري اطلاعات جهت گيري يادگيري در آينده جامعه بررسي كه در نهايت به موضوع توسعه و ضرورت اصلاح در آموزش و پرورش مي رسيم. سپس مشخصات يك معلم كار آمد را توضيح خواهيم داد كه در آن ميان بر مسأله يادگيري مداوم معلم و شاگرد تاكيد داريم . و از آنجا كه همه فعاليتها به موضوع داشتن ديدگاه مشخص در رابطه با تعليم و تربيت مي رسيم كه در جاي خود بحث مهمي است و لازم مي شود كه معلم ديدگاه مشخصي در ارتباط با فلسفه تعليم و تربيت پيدا كند.
تكنولوژي به هر حال دارد كليه ی جوانب زندگي ما را در بر مي گيرد و لازم است به شكلي در خدمت معلم در آيد كه چالشها و چشم اندازهاي خاصي را به وجود مي آورد كه از آن جمله ورود رايانه به آموزش و پرورش و هدف از ICT در آموزش و پرورش را دقيقاً بررسي خواهيم كرد . و از آنجا كه نمي توانيم فارغ از تجارب ديگران باشيم ، تجربه ی سه كشور را در رابطه با ورود رايانه به تعليم و تربيت آنها بررسي خواهيم كرد . سپس براي جلوگيري از خطاي ديگران هنگام ورود رايانه به محيط هاي آموزشي موضوعات و مسائل مربوط به آن را توضيح خواهيم داد.
از آنجا كه وبلاگ كاربردي خاص در تعليم و تربيت دارد و مي تواند به سادگي در خدمت آموزش قرار گيرد لذا نگاهي دقيق به وبلاگ و مسائل تخصصي آن خواهيم داشت . سپس نگراني هاي موجود در ارتباط با ورود فناوري ، اينترنت و رايانه در تعليم و تربيت را به بحث گذاشته و مسائل مختلف آنرا به چالش خواهيم كشيد . در پايان پس از يك نتيجه گيري كلي پيشنهاداتي به نظر مي رسد كه ارائه خواهد شد.
وسيله ارتباط جمعي چيست؟اصطلاح وسايل ارتباط جمعي از سوي شوراي مذهبي واتيكان روم در چهارم دسامبر 1963 ، به جاي اصطلاح مشترك براي روزنامه ها، مجله ها، راديو، تلويزيون و سينما به كار مي رود (جام جم – 776-ص5) البته بايد توجه داشت كه عليرغم ارائه تعريف مذكور براي وسايل ارتباط جمعي ، هنوز روي نوع آن بين صاحب نظران اختلاف است. منظور آن دسته از وسايل ارتباطي است كه در تمدنهاي جديد به وجود آمده است و ويژگي اصلي آنان قدرت و توانايي زياد و شعاع عمل وسيع است . بنابراين هيچ ترديد نيست كه شبكه راديويي و تلويزيوني را بايد در اين رديف قرار دهيم . سينما را هم مي توان به سادگي در همين رده قرار داد ، هر چند كه اين وسيله تنها گروههاي محدودي را در بر مي گيرد كه در مكانها و سالنهاي گوناگون پراكنده اند.(كازنو، 1372، ص4)
با توجه به پيشرفت تكنولوژي تنوع بسياري در وسايل ارتباط جمعي را شاهد هستيم كه علماي ارتباطات هنوز نتوانسته اند مرز دقيقي براي آنها تهيه نمايند . ماهواره ، تلفن و به خصوص تلفن همراه، رايانه و Cd و ديسكتها و در نهايت شبكه اينترنت از جمله اين موارد هستند. وسايل ارتباطي بسيارند، هر آنچه موجبات تسهيل در ارتباط انسانها شود، بدين نام خوانده مي شود . از زبان گرفته تا راديو، تلويزيون، مطبوعات، تئاتر، سينما و … (ساروخاني، 1380، ص137)
از همه مهمتر كتابهاي درسي ما بهترين وسيله ارتباط جمعي است كه با دقت در انتخاب محتوا، مي توان بهترين ارزشها را انتقال داد . حتي جلد دفتر دانش آموز، عروسك و اسباب بازي كه او استفاده مي كند به نوعي تحت تأثير پيامي قرار مي گيرد كه كاركرد و تاثير گذاري بي حد دارد.
دهكده ی جهاني:وقتي صحبت از وسايل ارتباط جمعي مي شود، نبايد نقش بي چون و چراي آنها را در شكل دهي زندگي اجتماعي انسان از نظر دور داشت.كافي است كوچكترين خبري درگوشه اي از دهكده جهاني ، اتفاق بيفتد تا بلافاصله عكس و خبر آن شبك هاي مختلف تلويزيوني، صفحات روزنامه ها و حتي در شكل جديد سايتها و وبلاگها را پر سازد و صداي آن گوش فلك را پر كند.
مك لوهان دنياي امروز را دنياي كتاب نمي داند . دنياي كتاب كه به نظر او با اختراع صنعت چاپ و به وسيله گوتنبرگ آغاز گرديد،فقط چهار سال ادامه داشت و گسترش وسايل ارتباط جمعي بر آن خاتمه بخشيد(رشيدپور، 1352،ص17).
در واقع وسايل نوشتاري و به خصوص كتاب نمي تواند كاركرد ديگر وسايل را در دهكده جهاني مطرح شده از طرف مك لوهان را داشته باشد.
زماني كه مك لوهان نظريه دهكده جهاني نو را مطرح كرد دانشمندان زيادي حتي در كشورهاي پيشرفته صنعتي غرب با ديده شك و ترديد به آن نگاه مي كردند و حتي او را ديوانه مي پنداشتند.او مي گويد« تمام وسايل ارتباط جمعي بر ما نفوذ دارند و روي ما كار مي كنند.نتايج تاثير آنها جهات شخصي، سياسي، اقتصادي، زيبايي شناسي، رواني، اخلاقي، قومي و اجتماعي آنچنان شديد است كه هيچ گوشه اي از وجود فيزيكي و روحاني ما را دست نخورده و به حال خود رها نمي كند(همان منبع،ص29).
پيامها آهسته و پيوسته مي آيند. از فرط تكرار كم كم باورمان مي شود كه آن چيز جزء زندگي و فرهنگ ما بوده است. بعداً آنچه در اين ميان فراموش مي شود و شايد هم اقبال عمومي و موسسات علمي را به درستي به خود جلب نكرده، نقش و تاثير وسايل ارتباط جمعي در عصر و دوره حاضر كه صرفنظر از پيام و يا محتواي خود، هر يك به گونه اي در خصوصيات اجتماعي و مهمتر از آن رواني فرد فرد مردم اين قرن اثرات قابل ملاحظه اي به جاي گذاشته اند… (همان منبع،ص14).
با دقت در زمان انتشار گفته هاي پروفسور مك لوهان متوجه فاصله زماني حساسيت روي نظريات وي تا واقعيات مي شويم. وقتي گفته هاي او منتشر شد غرب ابتدا اقبالي به حرفهاي او نشان نداد . در ايران نيز در حدود سي سال پيش وسايل ارتباط جمعي چنين گسترده نبود.حتي به دليل باورهاي عميق مذهبي، اكثر خانواده ها راديو و تلويزيون نداشتند. پس از انقلاب اسلامي از يك طرف تلويزيون در خانه ها حضوري بسيار گسترده پيدا كرد و از سوي ديگر نبايد به دلايل زيادي تلويزيون تنها سرگرمي اوقات فراغت خانه ها شد. شبكه هاي متعدد برنامه هاي زيادي را به روي آنتن بردند، تاثير بر كودكان و نوجوانان بيش از حد شد، آن وقت تازه حساسيتها در ايران با يك فاصله زماني آغاز شد.
در ارتباط با رايانه هم به اينگونه عمل شده است. رايانه ها به مدارس و خانه ها راه باز كرده اند برخي به آن به عنوان مد روز نگاه مي كنند و بلاخره دكور اتاق را كامل مي كند . تعدادي از آن براي بازي كامپيوتري و تماشاي Cd استفاده مي كنند و برخي ديگر با استفاده از اينتر نت وارد دنياي ديگر مي شوند كه اين دنياي جديد مشكلات خاص خود را دارد .تعدادي در ان ولگردي مي كنند و آنچه ديگر بين بچه ها دارد رد و بدل مي شود آدرس سايت است كه معمولاً سايت هاي مشكل دار هم مي باشند . سايتهايي كه فيلتر گذاشته اند ولي در سايت ديگر آدرس فيلتر شكن را داده اند و… در هر صورت اين هم مشكلي است كه به مجموعه مشكلات فرهنگي اضافه شده و در كنج خانه ها هم قرار دارد و با يك خط تلفن تمام…!
جهت گيري يادگيري در آينده: وقتي صحبت از يادگيري و آموزش به ميان مي آيد بلافاصله كلاسي متشكل از چندين صندلي و يك تخته سياه در نظرها مجسم مي شود كه معلمي پشت به تخته سياه در حال صحبت براي عده اي دانش آموز است و دانش آموز در سكوت كامل و بي حركت به حرفهاي او گوش مي دهند.
لطفاً دو باره قسمت آخر جمله اخير را تكرار كنيد! در سكوت كامل و بي حركت!! گويي اگر دانش آموز سئوالي بپرسد كه در سطح كلاس نباشد و يا حركتي انجام دهد كه مانع از رخ دادن يادگيري شود همه چيز به هم مي ريزد و يادگيري رخ نمي دهد . سكوتي كامل و بي حركت حالتي كاملاً پسيو و انفعالي براي طي مسيري كه بايد گام به گام پاس شود تا سر انجام دانايي در قالب مدركي به نام گواهي تحصيلي به دانش آموزان اعطا گردد( www -1).
با پيدايش فناوري هاي جديد در عصري كه به دوران طلايي اطلاعات معروف شده و ارتباطات به ياري ابزارهاي جديد، شكل تازه اي به خود گرفته و بسيار گسترده تر شده است، بي شك مقوله تعليم و تربيت و يادگيري نيز دستخوش تغييرات عمده و عديده اي قرار گرفته است. به گونه اي كه ديگر روشهاي سنتي در بسياري از جوامع پيشرفته و حتي در حال توسعه، كارآمد، پاسخگو و نتيجه بخش نيست(كارگر ايراني، 114).
ولي متاسفانه با بررسي وضعيت فعلي آموزش در ايران متوجه مي شويم كه به هر حال هنوز بيراهه هاي فراواني است كه آموزش و پرورش در آن گرفتار آمده است. در دوره آموزش عمومي آمده ايم و بحث مربوط به ارزشيابي مستمر و آزمونهاي عملكردي را مطرح كرده ايم ولي آيا اين مباحث براي كليه نهادينه شده است واز طرف ديگر آنها تا چه حد در دوره هاي بعد آموزشي ادامه مي يابند. دانش آموزان با هر ميزان سواد و هر مقدار كه بر فعاليتهاي عملكردي تسلط داشته باشد و حتي در هر رشته اي اعم از انساني يا فني كه علاقه مند به ادامه تحصيل باشد در چالشي به نام كنكور گرفتار مي شود . غولي كه همه را به مبارزه مي طلبد و برنامه ريزان هم به طور كلي نمي توانند به آينده توجه داشته باشند چرا كه همه بايد به عملكرد و فعاليتهاي عملي را كنار بگذارند و دانش بياموزند، تست بخوانند، تست زدن ياد بگيرند و در نهايت اين صرفاً دانش آموز است كه امتحان گرفته مي شود و در اين ميان آنچه مورد توجه قرار نمي گيرد همان آزمونها و فعاليتهاي عملكردي است.
توسعه و ضرورت اصلاح: امروزه، تقريباً تمام كساني كه به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات هستند در همه جاي دنيا از آموزش و پرورش شروع مي كنند، چه، توجه به اصل تعليم و تربيت و تلاش در راه آن مي تواند امر توسعه را پيش ببرد و با مسير جهان هماهنگ كند. روي كردهاي بر آمده از عصر جديد ارتباطات و فناوري ها در تعليم وتربيت از جمله ديدگاه حداكثري مبتني بر خود يادگيري، چگونه يادگيري(فرا شناخت)، يادگيري فرآيند مدار و مستقل، موجب حركت تدريجي در باز تعريف مفاهيم اساسي تعليم و تربيت شده است . سواد، علم، تدريس، معلم، شاگرد، محتواي درسي و مدرسه در حال احراز تعاريف جديد هستند.(2-www)
بايد باور كنيم كه آموزش و پرورش ديگر معنا و مفهوم ديگري پيدا كرده است. ارتباطات جهاني كه در پرتو فناوري هاي جديد شكل گرفته ، منابع مختلف دانش براي افراد را فراهم ساخته و بدين ترتيب يادگيري از كلاس درس و مدرسه و خانواده خارج شده است و گستره آن را به سطح شهر، جامعه و جهان توسعه داده است . دانش آموزان در بمباران تبليغات انواع رسانه ها گرفتار آمده و گويا در اين ميان آنكه تربيت نمي كند آموزش و پروش است .همه از كودك و جوان مي گويند و همه هم قصد دارند او را براي آينده تربيت كنند ولي هر كس هم راه خود را مي رود و متاسفانه در اين ميان آنچه باقي مي ماند مخروبه اي است كه آموزش و پرورش بايد ابتدا آبادش كند بعد اگر فرصت داشت متكفل تربيت او هم مي شود .
در حالي كه دانش آموزان ما هنوز، اغلب در كلاسهايي درس مي خوانند كه بيشتر مطالب به صورت سنتي و در قالب سخنراني تدريس مي شوند و دانش آموز در جريان يادگيري، فعالانه به كار گرفته نمي شود . در اين شيوه، معلم سعي مي كند كه با زحمت و تلاش بسيار، مفاهيم اندوخته شده در ذهن خود و يا كتاب درسي را به گونه اي به دانش آموان تفهيم و يا تلقين كند . در حالي كه براي تربيت صحيح و ساختن شخصيت دانش آموزان به عنوان يك انسان مفيد ، كارآمد و اثر بخش، مي بايد با دركي صحيح نسبت به اهميت ارتباط معلم و شاگرد، اين رابطه را در قالب يك تعامل دوسويه توسعه داده و از آن به نحو مطلوبي بهره برداري كنيم، امروزه توجه به رشد روز افزون كميت دانش بشري ما را وادار به تجهيز دانش آموزان به دانش و مهرتهايي مي كند كه هميشه در همه جا به كار آنان بيايد . امري كه صرفاً با به كار گيري شيوه هاي نوين تدريس امكان پذير است(راصد، 1381،ص2).
تا وقتي كه شيوه هاي نوين تدريس توسط معلمين پذيرفته و اجرا نشود صحبت از ورود رايانه به كلاسها و مدارس كاري بهوده است. چه اگر رايانه به مجموعه وسايل مدرسه و دفتر اضافه شود و حتي با خريد رايانه هاي متعدد شبكه اي هم در آموزشگاه ايجاد شود ولي معلمين به طور كلي ندانند كه چه كنند تمام فعاليتها و هزينه ها راه به اشتباه برده اند.
وقتي ديگر تاكيد آموزش و پرورش بر انتقال دانش نبود، نقش مدرسه تفاوت بسياري خواهد كرد. معلم ديگر انتقال دهنده حرف اطلاعات به دانش آموزان نخواهد بود . آموزش و پرورش به جاي پرداحتن به به مواد درسي به كل انسان مي پردازد. و به تمام ابعاد زندگي او توجه مي كند، وعلم در نظام جديد آموزش و پرورش در مقام ياور در بالندگي انسان ، ايفاي نقش مي كند نه انتقال دهنده اطلاعات. شاگرد پرسشگر و فعال است نه شنونده اي منفعل و پذيرا. امروزه، با دسترسي فراگيرندگان به اينترنت و گذرگاههاي گوناگون كسب اطلاعات و بالطبع تاثير پذيري از فرهنگ جهاني و غير بومي، اقتدار علمي معلم رفته رفته رنگ مي بازد. از همين روست كه آموزش و پرورش ناگزير است كاركردهاي نو را متناسب با روح زمانه براي خويش بر گزيند. گزينشي و دست يابي به رويكردهاي نو مستلزم نگاهي نو به نظام آموزش و پرورش است. نگرشي نو در ابعاد و محورهاي گوناگوني چون تعاريف، اصول، اهداف، ساختار، محتوا، مديريت و منابع انساني در كشور ما نيز تغييرات و نگرشهاي بر آمده از تحولات عصر كنوني نياز ها و انتظارات جديدي را از آموزش و پرورش شكل مي دهد.
اگر خود را در محدوده آنچه هستيم واقع بينانه ببينيم، متوجه خواهيم شد كه آموزش و پرورش كنوني ما نه تامين كننده ديروزمان بوده و نه بر آورنده توقعات بر حق امروزمان. رفاه سنجي در جهان امروز نتيجه آموزش و پرورش پوياي كساني است كه با توجه به نيازهاي زمان و گريز از تعصبات ناروا خود را مسئول بهزيستي انسانها مي دانند و در سخت ترين شرايط به دنبال بهروزي همگانند. بايد گفت اختراعات شگفت انگيز و اميدواري هاي روز افزون، الهام گرفته از انديشه كساني است كه همگان را وامدار خود كرده است و ما همچنان منفعلانه چشم به راه آنان هستيم تا بي آنكه سهمي در اين دستاوردها داشته باشيم برداشت كننده دست دومي از پديده هاي رفاهي و اختراعي ديگران با هزينه هاي سر سام آور باشيم(2-www)
معلم كار آمد: همه معلمي را شغل مهمي معرفي مي كنند و مهمتر از محتوا و حتي برنامه درسي كسي است كه قصد ارائه محتوا را دارد. آيا همه معلمان با هوش و كارآمد هستند؟ آيامي توان ملاك هايي براي شايستگي يك معلم تصور كرد؟ يا اينكه معلمان همگي يكسانند و ملاك مشخصي براي شايستگي يكي بر ديگري وجود ندارد؟ آيا ذاتاً برخي از افراد معلم به دنيا مي آيند يا معلمي حرفه اي است كه بعضي ها آن را بهتر ياد مي گيرند؟ اين سئوالات، مطالب مهم و حياطي مي باشند كه مي بايست به آنها پاسخ هاي دقيق داد. به طور كلي تحقيقات اخير نشان داده كه هوش و شخصيت معلم در مقايسه با توان علمي و كاربردي او در كلاس درس از اهميت كمتري بر خوردار است.
به عقيده مك دانلد معلمان خوب قادرند يادگيري دانش آموزان را افزايش داده و از طريق پاداش دادن به دانش آموزان و دادن امكانات بيشتر براي آموختن، سطح انگيزه آنان را بالا ببرند. به عقيده ونينگ وگلاور، در كنار نقش هاي مورد نظر، معلمان خوب كه از آنها به نام معلم كار آمد نام مي بريم، قادرند قدرت تفكر دانش آموزان را پرورش داده، رشد او را تسهيل سازند و به خوبي از عهده كلاس بر آيند . به منظور بررسي ويژگي هاي مورد نظر شايد صلاح باشد آنها را با تعمق بيشتري بنگريم زيرا چنانچه مونتانا تصريح نموده عليرغم پژوهشهاي انجام شده در خصوص ويژگي هاي معلمان كار آمد و موفق، هنوز يافته ها و اطلاعات اندكي موجوداست . اين مسأله البته تعجب آور نيست زيرا عوامل زيادي در بيرون از معلم وجود دارند كه وضعيت را پيچيده مي سازند ، مانند : سن، توانايي و زمينه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، دانش آموزان ، موضوع تدريس، محيط مدرسه و… به عقيده مونتانا آنچه براي يك معلم به صورت مجموعه اي از شرايط عمل مي كند مي تواند براي معلم ديگر يا همان در شرايط ديگر كارايي نداشته باشد(همشهري،9/9/78،ص89).
ولي در هر صورت مشخصه هايي به شرح ذيل براي يك معلم كارآمد ذكر كرده اند.
1ـ توانايي جذب دانش آموزان و دانشجويان2ـ پرورش مهارتهاي فكري3ـ يادگيري و ارزيابي آن 4ـ يادگيري مداوم5ـ اداره كلاس6ـ رفتارهاي كلاسي شامل انعطاف پذيري در روش، اشتياق در كار و…
با دقت در مشخصات فوق ذكر به مواردي مي رسيم كه لازمه جامعه امروز است . شايد بتوان هدف تعليم و تربيت را پرورش قوه تفكر دانش اموزان دانست و چون يادگيري معنادار ، به ويژه براي رشد قواي فكري دانش آموزان با اهميت مي باشد، معلمان موفق مي توانند فعاليتهاي آموزشي را معنا دار سازند . بدين منظور يك معلم كارآمد يادگيري جديد دانش آموزان را طوري هدايت مي كند كه با دانش قبلي آنها همساني داشته باشد تا دانش آموزان بتوانند دانش جديد را به نحوي منطقي در حافظه خود سازمان دهند . زيرا يادگيري مداوم محتاج سازماندهي منطقي مطالب با يكديگر است(همان منبع).
براي رسيدن به هدف فوق معلم كار آمد نمي تواند به تكنولوژي و فناوريهاي جديد پشت كند. با يادگيري مداوم است كه معلم مي تواند به افقهاي جديد در آموزش توجه كند . متاسفانه تعداد زيادي از معلمين همزمان با شروع تدريس، يادگيري خود را متوقف مي كنند و به جزوه هايي كه روزگاري نوشته اند قناعت مي كنند در حالي كه جهان در حال تغيير به سرعت از كنار آنها گذشته است و به سرعت آنها در وضعيتي قرار مي گيرند كه ديگر نمي توانند تدريس كار آمد داشته باشند يك معلم كار آمد معمولاً تحولات مربوط به رشته خود را تعقيب مي كند و دائماً مهارتهاي خويش را بهبود مي بخشد . آنها در حال آموختن هستند . به عبارتي ديگر آنها دائماً در حال شاگردي كردن هستند(همان منبع).
داشتن ديدگاه: با بررسي فعاليت هاي انجام شده و آنچه در حال انجام است در تعليم و تربيت ، متاسفانه به اين نكته مي رسيم كه برنامه ريزان و معلمان ما ديدگاه خاصي نسبت به تعليم و تربيت ندارند. تعليم و تربيت كه قرار است معلم و به طور كلي آدمي خود را وقف كند با مسائل زيادي در ارتباط است. از يك طرف با دنيايي از انديشه ها روبرو هستيم كه به هر حال معلمين ما به طور كلي اطلاعي از آنها ندارند. انديشه هاي مطرح شده در مكاتب رفتار گرا و ساختار گرا و بالطبع آن نگرش فرا شناخت و نقش آن در فرآيند ياددهي – يادگيري و… از طرف ديگر معلمين با فعاليتهاي عملي سرو كار دارند.كه يك هنر مند واقعي مي توان بين دنياي انديشه ها و فعاليتهاي عملي ارتباطي مستقيم بر قرار و در كلاس درس خود آنرا جلوه گر سازد.
معلم با داشتن ديدگاه مشخص در ارتباط با فلسفه تعليم و تربيت و… مي تواند به فرآيند يادگيري توجه بيشتر نشان دهد . نيازهاي آتي جامعه اطلاعاتي را در نظر داشته باشد و آموزش خود را سازگار با اين مسائل بنمايد.
سازگاري كردن آموزش با نيازهاي آتي اجتماعي ، جامعه اطلاعاتي ، بدين معناست كه مدارس بتوانند همواره در زمينه يادگيري مستمر فعاليت كنند . ترغيب و حمايت از اين فرايند مستلزم فرآيند هاي مناسب يادگيري است.
كه در آن فراگيران بايد در تنظيم فرآيند يادگيري خود سهيم شوند. بنابراين اغلب يادگيري به فرآيندي اطلاق مي شود كه فراگيرنده نياز دارد اطلاعات كافي در مواردي مانند موضوع مواد درسي و محتوا داشته باشد(2-www).
براي نيل به اين منظور ، معلم با سازماندهي فعاليتهاي يادگيري از ساختارهاي فني كه از اوحمايت مي كنند مانند كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات مانند بخشي از ساختار يادگيري استفاده و با محور قرار دادن دانش آموز، برنامه آموزش خود را شروع و به پيش مي برد.
اگر فرآيند يادگيري ، بيشتر دانش آموز محور باشد ، دانش آموز مسؤول انجام دادن كارهاي خودش است و نقش معلم فقط هدايت كننده است. با اين حال تا كنون از امكانات بالقوه فناوري و اطلاعات به ندرت استفاده شده است. فرآيند يادگيري شاگرد محور هنوز هم بسيار نادرند و بيشتر كاربردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات كه مورد استفاده قرار مي گيرند فرآيند يادگيري معلم محور را تسهيل مي كنند . اگر كاربرد هاي فناوري اطلاعات با روالهاي فعلي تدريس تطبيق داده شوند اعتقادات و نگرشهاي معلم نسبت به رفتارهاي تدريس تغيير
نمي كند و در نتيجه تغييرات اساسي در فرآيند تدريس ايجاد نمي شود(2-www).
و به هر حال لازم است براي توسعه راهبرد اثر بخش در كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات كه منجر به ارتقاي يادگيري و تدريس شود اولين گامها براي جايگزيني فناوري اطلاعات و ارتباطات به جاي فعاليتهاي كنوني يادگيري و تدريس انجام شود تا معلمين با لمس آنچه را كه خود دانش آموزان با هدايت او ياد گرفته اند ، آماده انجام فعاليت هاي بعدي نيز باشند.
تكنولوژي در خدمت معلم: بعضي ها آينده تدريس را به گونه اي تصور مي كنند كه كلاسها به محيطي مناسب جهت مشاركت فعال و بديهه گويي تبديل شده است. اين نوع كلاسها نياز به افزايش مهارت معلمان و شاگردان خواهد داشت . عده اي ديگر اين كلاسها را به تفريح خواهند يافت . در تصور آنها جوانب غير ضروري باعث افزايش كار در جهت آنها خواهد شد. در اين ميان به نظر مي رسد كه دولتها نيز طرفدار ترقي و بهبود كيفيت تدريس هستند . به عنوان مثال از طرف دولت انگليس اعلام شده است كه قرار است تا سال 2006 مبلغ 900 ميليون يورو براي ارتقاي تكنولوژي اطلاعات (ICT) هزينه شود . در اين ميان مبلغ 25 ميليون يورو صرف تبديل تخته هاي سفيد (وايت بورد)ها به صفحات نمايشي خواهد شد كه مي توانند كامپيوتر، تصوير، صدا، فيلم و لينكهاي اينترنتي را به هم ربط دهند . از همين حالا مي توانيد نمايي براي اين وايت بورد پيدا كنيد . با استفاده از اين روش جديد ، كلاس درس در كانون تكنولوژي قرار مي گيرد. در حالي كه زماني تنها وسيله آموزشي ، تخته سياه بود كه فقط امكان نوشتن را ايجاد مي كرد(3-www).
تكنولوژي مي تواند رابطه صميمي و اعتماد سنتي بين معلم و شاگرد را بر هم بزند . ديگر زمان گذشته كه معلم داناي كل باشد و كتابها تنها منبع اطلاعات دانش آموز فقط آنچه مهم است نبايد فراموش كنيم كه تمامي روشهاي نوين و استفاده از تكنولوژي براي بهبود افزايش كارايي است نه به عنوان جايگزيني براي روشهاي سنتي ، صرف استفاده از رايانه و اينترنت تماشاي فيلم ويديويي … باعث ايجاد بروز خلاقيت نمي شود اما مي توان از همه اين وسايل در عمل ساختن ايده هاي نوع استفاده موثر نمود اگر معلمان امكانات لازم را در اختيار داشتند(مقايسه كنيد با مبالغي كه دولت انگلستان در نظر دارد براي آموزش و ارتقاي تكنولوژي مصرف كند)مي توانند از روشهاي موثري در تدريس بهره گيرند و تنها در اين حالت است كه مي توانيم بگوييم تكنولوژي در خدمت علم و تدريس و آموزش قرار گرفته است.
فناوري اطلاعات به صورت يك كل مطرح مي شود. دسترسي سريع به اطلاعات روز يك وسيله است كه خود به تنهايي نمي تواند باعث ايجاد تحول شود بلكه ما به اين وسيله مي توانيم محيط يادگيري را تغيير دهيم و تمامي اين راهها در خدمت يادگيري مداوم است. تا هدف را دقيق و روشن تعريف نكنيم و به توافق نرسيم وارد كردنICT به تنهايي انقلابي حاصل نمي كند. در سال 2000ميلادي مفهوم يادگيري مداوم در چهار محور مطرح شد: 1ـ يادگيري براي دانستن2ـ يادگيري براي درون3ـ يادگيري براي به كار بستن4ـ يادگيري براي با هم زيستن
مفهوم يادگيري مداوم با رشد اقتصادي و اجتماعي همراه است پويايي وارد جامعه مي شود بسياري از اختلاف نظرها تعديل مي شود . نظام آموزشي ما نيز نيازمند آن است كه اين كل را ببيند(4-www).
چالشها و چشم اندازها: همانطور كه گفته شد برنامه ريزان و صاحب نظران معتقدند توسعه اطلاعات و آموزش و پرورش ضروري است، ولي مسأله ساده نيست و موضوعي پيچيده و نياز مند برنامه ريزي، فكر كردن، سياستگذاري و اجراي درست است . در انجام اين كار ما چند نقطه ضعف داريم:
1ـ بخش خصوصي در اين زمينه به دلايل تاريخي ضعيف است. در واقع به موقع سوار قطار ICT نشده است. جسارت ندارد و نتوانسته كار كند . مشاركت مردمي از طريق بخش خصوصي موثر نيست. در واقع بايد گفته شود هر وقت ما صحبت از مشاركت مردمي داريم فقط جهت تأمين هزينه ها مي باشد و الّا مشاركت مردمي در برنامه ريزي آموزشي و نظارت چيزي نزديك صفر است.
2ـ بدنه كارشناس آموزش و پرورش بايد پيگير باشد. ICT را نمي شناسد. ارتباطات را نمي داند. مسائل ريز و درشت و نرم افزارها را نمي شناسد و ارتباط آن با آموزش و پرورش را نمي داند به همين جهت نظارت و نتيجه خوبي ندارد. البته وقتي گفته مي شود ICTرا كارشناسان نمي شناسند منظور قابليتهاي آن است ، آنقدر آنها در مشكلات اداري و مالي غرق شده اند كه فرصت فكر كردن در باره اين قابليتها را ندارند و اگر هم فرصتي پيدا شد و نرم افزاري بررسي شد معمولاً جهات انتقادي كار بيشتر در نظر گرفته تا نتايجي كه ممكن است از ارائه يك نرم افزار آموزشي حاصل شود كه كار غلط انجام شود و رهنمون بدهند.
هدف از ICT در آموزش و پرورش: منظور و اهداف آموزش و پرورش از توجه به موضوع كاهش ICT را مي توان در موارد زير خلاصه كرد.
كاهش مستمر فاصله بين ميزان استفاده دانش آموزان از ICT در خارج و داخل مدرسه به زبان ساده تر در ميزان استفاده از رايانه و اينترنت در خارج و داخل مدرسه فاصله وجود دارد و آموزش و پرورش مي خواهد اين فاصله را خصوصاً براي مدرسه كاهش دهد و كل فرآيند را به نفع مسائل آموزشي عوض كند كه اين زحمت زيادي دارد. ولي آنچه را كه همه نبايد فراموش كنند اينكه اولاً فناوري اطلاعات به تنهايي نمي تواند فرآيند ياددهي – يادگيري را حل كند. بلكه ابتدا بايد آموزش و پرورش به اصلاح روشهاي آموزشي، ارتقاء تواناييهاي فردي، تجديد نظر در تربيت معلم و توسعه ICT مي تواند نظام را كارآمد كند . خلاقيتها بايد تشويق شوند . آنقدر همه در كلاسها و آموزشهاي سنت فرو رفته ايم كه ارزشيابي مستمر در نظام دو نوبته آموزش عمومي نتوانست به اهداف خود برسد.نوع تكاليف، نگرش معلمين و دبيران به نحوه سئوال از درس تغيير نكرد و طبيعتاً روشهاي آموزش نيز دچار تحول شد. همه فعاليتها در بحثي به نام پوشه كار عقيم ماند و تمام….! در حالي كه امكان داشت با استفاده از خلاقيت معلمان (كه خوشبختانه كم هم نيست)آزمونهاي عملكردي را توسعه بخشيد و اگر معلمين بر آنچه قرار بود انجام دهند مسلط بودند با ارائه كليدي از واژگان يا مفاهيم براي آنهايي كه دسترسي به اينترنت داشتند امكان فعاليتهاي مستمر را فراهم مي نمودند.
تجارب ديگر كشورها : در زمينه ICT و ورود آن به آموزش و پرورش و استفاده در ارتقاء يادگيري سه تجربه موفق در اين زمينه وجود دارد:
* كانادا: علت موفقيت اين است كه از ابتدا توسعه ICT و با ورود نرم افزارها ، تعامل در محيط هاي آموزشي را تست كرده اند، آنرا تعريف كرده اند ، معلم را تربيت كرده اند ، دانش آموز را آماده كرده اند و با ورود هر نرم افزار همه را گام به گام با ICT هماهنگ كرده اند . معلم، شيوه هاي ارزشيابي و كل فرآيند ياددهي – يادگيري در اين مسير متحول شده اند . اين به صورت يك فرهنگ شده است . رايانه و گچ و تخته فرقي نمي كند همه جزء فرهنگ شده اند.
* ايرلند: آموزش و پرورش به موقع و خوب عمل كرده است. به اين نتيجه رسيده است كه تربيت عمومي در تربيت معلم كارآمد نيست و معلم را بايد در يك درس خاص پرورش دهند.معلمين را به صورت تخصصي پرورش داده اند كه قدرت حل مسأله داشته باشند. توانمند كردن معلم در حل مسائل در فرآيند ICT بسيار مناسبت دارد و مفيد است معلمي كه مسأله را طرح مي كند، حل مي كند، درجات پيش بيني را گذرانده و از رايانه هم به موقع استفاده كرده است. در اين روند ، چگونگي آموزش رايانه در آموزش درسي جا داشته و معلم نيز اطلاعات به روز دارد. هم به درس واقف است هم به رايانه دقت داشته باشيم كه ياد دادن رايانه به معلم يك بعد است و استفاده معلم از آن در فرآيند آموزش يك بعد ديگر . ما الان فقط در جايي قرار داريم كه صرفاً معلمين را داريم با كليات رايانه آشنا مي كنيم . بحث هاي بعدي تغيير نگرش است در آموزش و تغيير جايگاه معلم از يك داناي كل سخنران به يك راهنما كه خود نيز احتياج به اطلاعات روز دارد و گام به گام همراه با دانش آموز به اين مهم نائل مي آيد.
* فنلاند: اين موفقيت را به دو دليل و به طور نسبي كسب كرده است.
1ـ تجربه طولاني كه در آموزش از راه دور دارد و خود آموز شناخته شده است.
2ـ تجربه در امر چند رسانه اي و آموزشهاي ديداري و شنيداري . كه رايانه هم در واقع از اين دو زاويه در آموزش و پرورش جذب شده يعني از راه فرهنگ و تجربه(4-www).
با بررسي وضعيت جغرافيايي كشورهايي مانند فنلاند و استراليا و عدم دسترسي تعداد زيادي از دانش آموزان به مدارس سنتي ، آموزش از راه دور كه ابتدا از بي سيم ، بعد راديو و تلويزيون و اكنون به رايانه ختم شده است چاره كار تشخيص داده شده كه به خوبي هم جزء فرهنگ مردم در آمده است. اين موضوع را با كشور ما مقايسه كنيد كه اگر بخواهيم يك تلويزيون را در روستايي دور دست نصب و از طريق آن به دانش آموزان آموزش دهيم با چه مشكلاتي موجه هستيم. در واقع زير ساختهاي كلي كشور ما هم دچار اشكال است.
جلوگيري از تكرار خطا: در بسياري از كشورها از جمله ايران ، مديران آموزش و پرورش شروع به خريد رايانه براي مدارس نموده اند . اما در سر راه استفاده موفق از رايانه در مدارس مشكلاتي وجود دارد . كه در اين بخش به چالشهاي حضور رايانه در مدارس مي پردازيم. اگر از تجربيات موفق سه كشور در ارتباط با استفاده از رايانه در آموزش و پرورش گفتيم تجربيات كشورهايي مانند فرانسه و حتي آمريكا در عقيم ماندن تلاش آنها در رابطه با اين موضوع و بلا استفاده ماندن تعداد زيادي رايانه در مدارس نيز در جاي خود قابل بررسي و تأمل است .
شكي نيست كه كاربرد ساده رايانه بايد در آموزش آغاز شود ولي از آنجا كه در هر صورت اين دستگاه را فقط يك نفر مي تواند استفاده كند ، اين موضوع مهم پيش مي آيد كه مدارس ساده ترين كاربرد رايانه را ابتدا انتخاب كنند و بعد با حصول تجربه هاي بيشتر فعاليت ها را ارتقا دهند . البته با بررسي همين تعداد رايانه متوجه مي شويم كه آنها در جهت اهدافي مانند ورود مشخصات دانش آموزان و نمرات ترم (نوبت آنها) تايپ با استفاده از Word و… تماشاي فيلم هاي Cd و يا استفاده از امكانات صوتي آن و پخش از بلندگو در ساعات تفريح آموزشگاه استفاده
مي شود. اگر هم چند مدرسه اي با استفاده از امكانات مالي ديگر به اينترنت دسترسي پيدا كنند معمولاً نمي دانند دنبال چه چيز هستند . در هر صورت از هم اكنون مشخص است كه ما نمي توانيم يا نتوانسته ايم زمينه هاي استفاده آموزشي از رايانه را در مدارس به وجود آوريم . البته اين موضوع نبايد باز هم مانع دسترسي مدارس به رايانه را فراهم كند بلكه با دقت در تكرار خطاي گذشتگان در كار با رايانه ها سعي شود از آنها در جهت آموزش فعال و پويا استفاده نمود.
جلوگيري از تكرار خطا: در بسياري از كشورها از جمله ايران ، مديران آموزش و پرورش شروع به خريد رايانه براي مدارس نموده اند . اما در سر راه استفاده موفق از رايانه در مدارس مشكلاتي وجود دارد . كه در اين بخش به چالشهاي حضور رايانه در مدارس مي پردازيم. اگر از تجربيات موفق سه كشور در ارتباط با استفاده از رايانه در آموزش و پرورش گفتيم تجربيات كشورهايي مانند فرانسه و حتي آمريكا در عقيم ماندن تلاش آنها در رابطه با اين موضوع و بلا استفاده ماندن تعداد زيادي رايانه در مدارس نيز در جاي خود قابل بررسي و تأمل است .
شكي نيست كه كاربرد ساده رايانه بايد در آموزش آغاز شود ولي از آنجا كه در هر صورت اين دستگاه را فقط يك نفر مي تواند استفاده كند ، اين موضوع مهم پيش مي آيد كه مدارس ساده ترين كاربرد رايانه را ابتدا انتخاب كنند و بعد با حصول تجربه هاي بيشتر فعاليت ها را ارتقا دهند . البته با بررسي همين تعداد رايانه متوجه مي شويم كه آنها در جهت اهدافي مانند ورود مشخصات دانش آموزان و نمرات ترم (نوبت آنها) تايپ با استفاده از Word و… تماشاي فيلم هاي Cd و يا استفاده از امكانات صوتي آن و پخش از بلندگو در ساعات تفريح آموزشگاه استفاده
مي شود. اگر هم چند مدرسه اي با استفاده از امكانات مالي ديگر به اينترنت دسترسي پيدا كنند معمولاً نمي دانند دنبال چه چيز هستند . در هر صورت از هم اكنون مشخص است كه ما نمي توانيم يا نتوانسته ايم زمينه هاي استفاده آموزشي از رايانه را در مدارس به وجود آوريم . البته اين موضوع نبايد باز هم مانع دسترسي مدارس به رايانه را فراهم كند بلكه با دقت در تكرار خطاي گذشتگان در كار با رايانه ها سعي شود از آنها در جهت آموزش فعال و پويا استفاده نمود.
1ـ مهم و حياتي است كه به افراد اطمينان دهيم در مراحل استفاده از رايانه ، اگر با نتايج ضعيف يا پيامد هاي نا خوشايندي روبرو شدند روحيه خود را از دست ندهند و دلسرد نشوند . برنامه دولت فرانسه در دهه هشتاد ، براي ورود صدها هزار رايانه به مدارس ، باعث نوميدي ، دلسردي و تضعيف روحيه طرفداران اين برنامه شد و تلاشهاي پس از آن هم دچار چنين مشكلي شد . كشورهاي ديگر هم تجربه چنين پيامدهاي ناخوشايندي داشتند.
2ـ در گذشته هر گونه تلاش براي آوردن رايانه به مدرسه به دليل كمبود سخت افزار عقيم ماند. اما اين وضع زياد طول نكشيد اگر چه رايانه ها قابل اطمينان و معتبر هستند و مدت زيادي نسبتاً بدون مشكل كار مي كنند اما باز هم ، نياز مند تعمير ، نگهداري و پشتيباني هستند، پس ضروري است براي پشتيباني از آن ، بودجه اي در نظر گرفته شود و ترجيحاً بهتر است پول آن از همان بودجه خريد رايانه باشد. البته مسأله بودجه مشكل هميشگي خود را در ايران دارد. اگر حتي رايانه توسط ادارات به مدارس بدون دريافت هزينه اي تحويل شود . موضوع نگهداري و پشتيباني آن نيازمند بودجه است كه طبيعتاً با وضعيت فعلي بودجه سرانه و اينكه دائماً گفته مي شود وجهي از اوليا دريافت نشود در هر صورت وضعيت رايانه ها را در آينده مواجه با اختلال مي كند . در آمريكا برخي از مدارس ترجيح مي دهند رايانه گرانتري را بخرند كه داراي كارت ضمانت نامه بلند مدت نگهداري از سيستم باشد . زيرا هميشه فراهم كردن سرمايه و پول براي خريد ، راحت تر از تهيه بودجه نگهداري ، پشتيباني و تعمير بعد از آن است. يكي ديگر از كشورها قانوني دارد كه طبق آن خريد ، تعمير، نگهداري و ضمانت نامه و ارائه نرم افزارهاي لازم براي رايانه بايد از يك فروشنده و يا عامل تهيه شود و اين كار براي جلوگيري از مقصر دانستن فروشنده قبلي و طفره نرفتن فروشندگان از وظيفه شان انجام مي دهد. بنابراين تا مشكلات مالي ، منطقي، پشتيباني، نگهداري و ضمانت رايانه ها حل نشده ، نبايد رايانه به مدرسه آورده شود
3ـ وقتي از اهميت مشكلات سخت افزاري كاسته شد و مسائل سخت افزار و ضمانت نامه بر طرف گرديد، منابع بعدي استفاده رايانه در مدارس ، نرم افزار است. امروزه برنامه ها و نرم افزارهاي خوبي وجود دارند براي مدارس ، كميابي، گراني نرم افزار، تنگنا و گره كار نيست، بلكه مسأله انتخاب نرم افزار مهمتر است. ولي شايد مهمتر از تهيه نرم افزار ، لازم است كه استفاده از رايانه در كلاس جزو عادت شود چرا كه وقتي استفاده از رايانه مهم شد معلمين خود نسبت به معرفي نرم افزار براي خريد از طرف مدرسه اقدام مي نمايند يا اگر برايشان امكان دارد عامل خريد نيز خواهند بود.
4ـ سومين مانع بزرگ در ورود رايانه به مدارس بعد از سخت افزار و نرم افزار ، آموزش معلمان است. تقريباً نتايج همه پژوهشها و ارزشيابي ها نشان داده است كه عدم آمادگي معلم ، مشكل شماره يك است، آموزش معلمان هم صرفاً شامل ارائه برنامه Windows يا ICT نيست بلكه باید شامل تغيير نگرشها در ياددهي - يادگيري نيز شود.
5ـ براي اطمينان مديراني كه در اين كار پيشگام مي شوند ، ضروري است تضمين كنيم كه رايانه بلافاصله پس از ورود به مدرسه ، استفاده مي شود. در هر صورت ارائه راهكارهايي لازم است كه همزمان با نصب و راه اندازي رايانه از آنها استفاده شود. استفاده، را هم قبلاً توضيح داديم آنچه را كه مورد نظر مي باشد استفاده آموزشي است. بايد معلمين دنبال راهكارهايي باشند كه رايانه در مراحل اوليه استفاده از آن، وجود افراد مستبد و تابع مقررات خشك و دست پاگير و ايجاد محيطي دستوري و مقرراتي و حضور سرپرستان محتاط است. مديران لازم است در استفاده از رايانه اصل خطا ايمن را فراموش نكنند كه اگر خطا كنيد رايانه دچار مشكل
نمي شود و سالم مي ماند در استفاده از برنامه ها نيز به هشدارهاي خود رايانه توجه كنيد.
6ـ در استفاده از رايانه در مدارس حداقل سه مكتب فكري وجود دارد كه هر كدام نقطه قوت و ضعف خودشان را دارند.
اولين سبك، رايانه را به عنوان ماشين تدريس مي بيند كه وظيفه اش حساب كردن يا براي آموزشي خصوصي و انفرادي به دانش آموز بر مبناي راهنماي برنامه تحصيلي و برنامه ريزي است.
دومين سبك استفاده از رايانه را عاملي براي پرورش مهارتهاي فكري و غني سازي آموزش مي داند . توان بالقوه رايانه ، شبيه سازي مشكلات و را گسترش مي دهد.
سبك سوم استفاده از رايانه را به عنوان ابزاري مي دانند كه صاحبان شركتها و سرمايه گذاران از آن استفاده مي كنند، در اين خصوص استفاده از رايانه در مدارس براي آماده كردن دانش آموزان براي استفاده از رايانه در محل كار است.
مي توانيم كاربرد يا سبك چهارمي براي رايانه ذكر كنيم و آن بازي است . بازيهاي بسياري وجود دارند كه توان بالقوه قابل توجهي براي رشد و پرورش مهارتهاي شناختي مهم دارند و شواهد نشان مي دهد ، حتي بازيهايي كه ادعا نمي كنند داراي پيامد آموزشي هستند نيز مي توانند منجر به يادگيري و فراگيري شوند. زيرا خود بازي با كامپيوتر يك پيامد آموزشي دارد. البته در همين جا بايد بين بازيهاي آموزشي و بازيهاي مهيج و خشن خط فاصله اي كشيد و هر بازي را به هر بهانه اي را روي رايانه و در اختيار هر دانش آموزي قرار ندهيم.
قبل از ورود رايانه به مدرسه، لازم است نحوه استفاده و راه استفاده از رايانه انتخاب شود . اين موضوع هم دستوري و بخشنامه اي نيست. اگر ندانيم براي چه رايانه تهيه مي كنيم مي توانيم فيلم هاي Cd را در ويدئو Cd تماشا كنيم. تايپ اوراق امتحاني را به شركتهاي بيرون از مدرسه سفارش دهيم و ورود نمرات و مشخصات هم از وظايف اداره است . پس همان بهتر كه بودجه خريد رايانه به مخارج كمر شكن ديگر مدرسه اختصاص دهيم.
اینجا را هم ببینید : معلمان خوب من
http://sedaiemoallem.blogfa.com/post-100.aspx