V معلم موفق

 
 
 
 
 
 

                آفتابگردان

معلم موفق

 

صفحه اصلی

بايگانی نوشته ها پست الکترونيک

سه‌شنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٦

معلم موفق

  My animation

وب سایت مهندس جمشید مختاری

( دبیر فیزیک ناحیه ۳ اصفهان )

تلفن ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

 ــ معلم موفق

ــ مطالب پراکنده

ــ الگوهای تدریس

ــ غلامحسین شکوهی

ــ رایانه بجای معلم

1

 

معلم موفق

 

         هر یک از ما در زندگی نقشی را بر عهده گرفته ایم و در صحنه بزرگ زندگی به ایفای آن نقش مشغول هستیم . یک نفر وکیل ٬ دیگری پزشک ، معلم و يا  صاحب بنگاه مشاوره املاک و ... است . در این میان کسی موفق است که نقش خود را خوب بازی کند. کسی که نقش خود را خوب بازی کند ٬ در کنار آن صاحب اقتدار ٬ مکنت و افتخار می شود و می تواند با آرامش و لذت زندگی کند و به کمک آن شغل مشکلات خود را حل کند .

       برای ایفای خوب نقش  ابتدا باید آنرا شناخت و با ریزه کاریهای آن آشنا شد و نمونه های موفق را با دقت مورد مطالعه قرار داد ٬ سپس با جدیت باید آنرا تمرین کرد . در گوشه ای خلوت و بعد در جلوی آینه و یا در جلوی دوربین ( اکنون که دیگر وسایل فیلمبرداری همه حا در دسترس است ) باید تمرین کرد و نتیجه را بررسی نمود و دوباره از اول و.... اینقدر باید این تمرین ادامه پیدا کند تا نتیجه مورد رضایت قرار گیرد . حرکت دستها ٬ حالت چهره ٬ تن صدا و شدت آن٬ شکل کلی ایستادن و یا نشستن ، طرز راه رفتن و از همه مهمتر مقدمه صحبت و طرز بیان جملات باید بدقت مورد توجه قرار گیرد .  

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

سه‌شنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٦

اشنايی با سخت افزار

2

 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن  ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

 

 فهرست مطالب اين صفحه

 

آشنايي با سخت افزار - 1
تأثير انگيزش در يادگيري و پيشرفت تحصيلي
از انتخاب مديران تا سرگرداني دبيران
نقش مهم تربيتي نخستين برخوردهاي معلم
بيا نوجوانيمان را زنده كنيم
خسته از زندگي ماشيني
مرا به حال خود رها مكن
انتخابات انجمن اولياء و مربيان 24 مهرماه برگزار مي شود
بايد مراكز حرفه اي آموزش نقاشي به كودكان تشكيل شود
راه اندازي نخستين بازار معاوضه كتاب در كشور



آشنايي با سخت افزار - 1


بعضي ها از تكنولوژي جديد بيزارند و هرگاه كه نامي از آن مي شنوند، بي اختيار تصويري پرابهام از يك كامپيوتر برايشان تداعي مي شود و نيتي هم ندارند كه به آن روي خوشي نشان دهند و هميشه از دور به عنوان يك غول مكانيكي به اين وسيله نگاه مي كنند اما واقعيت امر اين است كه اگر تا چند سال آينده اين روند را ادامه دهند ديگر جايي براي خود در دنياي جديد پيدا نخواهند كرد!
در آينده اي نه چندان دور تمام كامپيوترهاي سراسر دنيا از طريق شبكه هاي مطول به هم مرتبط مي شوند و دنياي مجازي اينترنت خود يك دريچه وسيع ارتباطي مي شود كه خود انسانها به دنيايي عجيب تر سر بزنند!
و حالا شما پاسخ دهيد كه جايگاه شهروندي كه در اين شهر زندگي مي كند و خلاف جهت مسير در حركت است و از هيچ چيز سر در نمي آورد چيست؟
قصد ما در اين ستون آموزش مقدماتي بخش هاي مختلف يك رايانه مي باشد كه از اين به بعد هر هفته به يك بخش اختصاص دارد. (رايانك تكنولوژي را در خدمت بشر مي داند نه بر عليه آن!)
سخت افزار:
كامپيوتر نه چيز سختي دارد كه به آن سخت افزار گويند و نه چيز نرمي كه نرم افزار! اين دو واژه ترجمه دو عبارت (Hard ware) و (Soft ware) مي باشد كه وارد ادبيات فناوري اطلاعات شده است.
و اما سخت افزار چيست؟ به مجموعه اي از قطعات كامپيوتر كه باهم تشكيل يك رايانه را مي دهند سخت افزار گفته مي شود كه هريك از آنها مامور هدايت يك بخش از اين مجموعه مي باشد و نرم افزار حكم هدايت اين ابزارها را دارد كه به مقصودي «چند منظوره» نزديك مي شوند.
هدف از طرح واژه چند منظوره اين است كه به كمك نرم افزارهاي (برنامه ها) مختلف مي توان از يك رايانه چند كار مختلف انتظار داشت نظير: (تايپ، فيلم سازي، گرافيك و...)
بخش هاي اصلي كامپيوترهاي شخصي شامل قطعات زير مي شوند:
1) واحد پردازشگر مركزي (CPU):
مهمترين بخش اساسي قطعات يك رايانه CPU مي باشد كه مسئوليت محاسبه تمامي عمليات هاي انجام شده را دارد (مستقيم يا غيرمستقيم) هركاري كه كامپيوتر انجام مي دهد با توجه به وجود اين قطعه مي باشد. اندازه CPUهاي معمول در بازار حدود cm3*3 مي باشد كه در آن ميليون ها ترانزيستور به كار رفته است. در ضمن مدل رايانه شما نيز برحسب قدرت اين بخش نام گذاري مي شود.
براي اينكه سرعت محاسبه عمليات و جريان برق در اين سيستم فوق العاده بالا مي باشد بالطبع حرارت نيز در اين قطعه بالا مي رود و براي اينكه به آن آسيب نرسد يك فن به همراه يك رادياتور آلومينيومي براي خنك نگه داشتن قطعه به روي آن نصب مي شود.
امين چيذري
 



تأثير انگيزش در يادگيري و پيشرفت تحصيلي


عيسي شيرخاني
كودكان و نوجوانان در طي دوران تحصيلي نسبت به خود و محيط اطراف نگرش مثبت و منفي بدست مي آورند كه اين مسئله به تجارب موفق و ناموفق آنان در دوران تحصيل بستگي دارد. آنها با پيشرفت در تحصيلات و افزايش ميزان يادگيري علاوه بر رشد علمي به سلامت رواني نيز دست مي يابند.
در صورت عدم موفقيت تحصيلي و فشار رواني ناشي از آن بهداشت رواني شان بر هم خورده و جامعه و خانواده متحمل خسارتهايي مي شوند.
پيشرفت در تحصيل و يادگيري نتيجه عوامل گوناگوني است كه يكي از مهمترين اين عوامل انگيزش است. انگيزش مهمترين شرط يادگيري است. تلاش براي افزايش انگيزش تحصيلي از اهميت بسزايي برخوردار است.
نداشتن انگيزه تحصيلي يكي از دلايل افت تحصيلي مي باشد. بي انگيزه بودن نسبت به تحصيل گذشته از افت تحصيلي منجر به نااميدي و دلسردي دانش آموز شده و زمينه را براي ايجاد مشكلات روحي و انحرافات اجتماعي فراهم مي كند. همچنين كاهش انگيزش تحصيلي زيانهاي علمي و فرهنگي و اقتصادي را متوجه جامعه و خانواده مي كند.
انگيزش چيزي است كه به ما انرژي مي دهد و فعاليتهاي ما را هدايت مي كند. انگيزش در واقع موتور حركت هر فردي است. انگيزش نيرويي است كه به فعاليتهاي ما جهت و شدت مي بخشد. هر قدر فعاليتهاي آموزشي همراه با انگيزه باشد بر انگيزنده تر خواهد بود و ميزان يادگيري افزايش مي يابد. اصطلاح انگيزش در مورد عاملي بكار مي رود كه دانش آموز و يا بطور كلي يادگيرنده را براي آموختن درس به تلاش و كوشش وامي دارد و به فعاليت او شكل و جهت مي دهد.
پژوهشگران در مورد انگيزش انسان به دو مقوله نظر دارند. انگيزه بيروني و انگيزه دروني. در انگيزه بيروني يك عامل خارجي فرد را به انجام كاري خاص برمي انگيزد. مثلا كودكي كه تكاليف مدرسه اش را بخوبي انجام مي دهد تا اجازه شركت در بازي فوتبال را داشته باشد. در اين مورد كودك كاري را بخوبي انجام مي دهد لكن انجام تكاليف بخاطر خود آن كار نبوده است بلكه تلاش او فقط جهت دستيابي به چيز ديگر است.
اما هنگاميكه انسان با انگيزه دروني كاري را به انجام مي رساند، صرفا آنرا براي خود آن مي خواهد و نتيجه اي جداگانه را نمي طلبد و حتي اگر از كار خود نتيجه مطلوبي هم نگيرد باز هم از اين كه آن را انجام داده است احساس پشيماني نمي كند. در مورد چنين كسي هرگز به تشويق نيازي نيست. انگيزش دروني يعني اينكه فرد فعاليتي را بخاطر خود آن عمل و نفس آن عمل انجام مي دهد و رضايت خود شخص عامل انجام آن فعاليت است.
در افرادبا انگيزش دروني فهميدن مطالب درسي، افزايش اطلاعات و يادگيري مطالب درسي (بطور فراموش نشدني) سبب غرور و افتخار مي گردد. زمانيكه افراد خود را با كفايت و خود مختار ادراك مي كنند مايلند داراي انگيزش دروني باشند.
انگيزش دروني به ايجاد احساس استقلال و تقويت اعتماد به نفس بيشتر دانش آموزان كمك مي كند و باعث مي شود تا فرد نسبت به يادگيريهاي خود كنترل بيشتري داشته باشد.
از نظر پرورشي انگيزش هم هدف و هم وسيله است. هدف انگيزش ايجاد علاقه در دانش آموز و دانشجو جهت كسب موضوعات علمي و اجتماعي، بعنوان وسيله، انگيزش يكي از پيش نيازهاي يادگيري محسوب مي گردد.
دانش آموزان و دانشجوياني داراي انگيزش پايين معمولا تكاليف خود را با جديت انجام نمي دهند، به توضيحات معلم توجه نمي كنند و بالاخره اينكه پيشرفت چنداني نصيب آنها نمي گردد. افرادي كه داراي سطح انگيزشي بالايي هستند تكاليف درسي خود را با دقت انجام مي دهند و به توضيحات معلم توجه مي كنند، پيشرفت خوبي هم نصيب آنها مي گردد. همچنين اين دسته از افراد مشتاقانه وظايفشان را ايفا مي كنند و در مقابل مشكلات مقاومت مي كنند.
انگيزش بر يادگيري تاثير مثبت و مستقيم دارد. انگيزش زياد به يادگيري زياد و انگيزش كم به يادگيري كم منجر مي شود.
يادگيرندگان علاقه مند به يك موضوع نسبت به يادگيرندگان كم علاقه موفقيت بيشتري را كسب مي كنند و اين موفقيت بيشتر سطح علاقه و انگيزش آنها را نسبت به آن موضوع و موضوعات مشابه آن افزايش مي دهد.
زماني كه دانش آموزان تصور مي كنند در يك تلاش موفق بوده اند آنها تشويق به يادگيري در آينده مي شوند. و برعكس زماني كه دانش آموزان در يك دوران با شكست همراه شده اند انگيزه آنها براي ادامه تلاش با مشكل روبرو مي شود.
دانش آموزان فاقد انگيزش بين رفتار تحصيلي خود و اتفاقات مدرسه هيچ گونه رابطه اي تشخيص نمي دهند.
چنانچه معلم در كلاس درس از آنها پرسشي سؤال كند و آنها پاسخ درست را بدهند اين موفقيت خود را به شانس و اقبال و يا به آساني سؤال نسبت مي دهند.
و چنانچه اگر در يك درس نمره ضعيفي گرفته باشند چنين استدلال مي كنند كه نمره ضعيف او ناشي از غرض ورزي معلم بوده است. بنابراين چنين افرادي شكست خود را به عوامل خارجي و غيرقابل كنترل نسبت مي دهند.
افراد داراي انگيزش پيشرفت بالا از كساني كه انگيزش سطح پايين دارند خود را تواناتر تصور مي كنند و بيش تر تكاليفي را انتخاب مي كنند كه از نظر دشواري در حد متوسط باشد و از تكاليف بسيار آسان و يا بسيار دشوار خودداري مي كنند. يعني تكاليفي كه اين افراد در آن حداكثر جديت را نشان مي دهند تكاليفي هستند كه انجام دادن آنها مستلزم قدري تقبل خطر است.
آنها با انجام دادن تكاليف بسيار آسان احساس غرور نمي كنند و تكاليف بسيار دشوار معمولا منجر به شكست مي شود. موفقيت آنها در يك تكليف دشوار از موفقيت در يك تكليف ساده غرور بيشتري را مي آفريند. اين گروه موفقيتها و شكستهاي خود را به شخص خود (كوشش و توانايي شخصي) نسبت مي دهند.
مشاركت و درگير كردن يادگيرنده در فعاليتهاي درسي، توجه به موضوعات و فعاليتهاي مورد علاقه دانش آموز، توجه به شايستگيها و مهارتهاي دانش آموز و استفاده از وسايل و روشهايي براي برانگيختن دانش آموز از جمله راههايي هستند كه مي توانند در ايجاد انگيزش در آنها موثر باشند.
 



از انتخاب مديران تا سرگرداني دبيران


چند سالي است كه مديران محترم مدارس با انتخاب معلمان و با نظارت اداره برگزيده مي شوند اگر چه اين امر در ظاهر يك كار پسنديده و شورايي است و در بعضي از مدارس بهترين ها انتخاب شده اند و مشغول فعاليت مي باشند ولي در بعضي از موارد كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود اين طرح خالي از ايراد و اشكال نيست كه در اينجا به بعضي ازموارد آن اشاره مي شود:
1- كانديداهاي مديريتي قبلاً توسط ادارات مناطق به مدارس معرفي مي شوند كه اين خود يك نوع انتخاب قبل از انتخابات مي باشد وتنها كانديداهايي به مدارس معرفي مي شوند كه نظر ادارات منطقه با آنها است.
2- دبيراني كه در انتخاب مديران مورد نظر اعلام رأي مخالف نمايند از طرف بعضي از مديران پس از انتخابات به نوعي مورد آزار روحي و يا حداقل پايين شدن نمره ارزشيابي و ياعدم بكارگيري آنها در سالهاي آتي قرار مي گيرند.
3- با آمدن طرح مدرسه محوري و ماده 88 اختيار به كارگيري 20% ازنيروهاي آموزشي بعهده مدير مي باشد ومدير مي تواند 20% ازنيروهاي خود را در اختيار ادارات منطقه قرار دهد كه در اين مورد هم دبيراني مشمول اين طرح مي شوند كه قبلاً به قول خودشان با مدير همكاري نكرده و همان عده ذكر شده در بالا هستند.
4- دبيراني كه ازمناطق و يا شهرهاي ديگر به منطقه آمده اند بعلت نداشتن مدير آشنا و يا به قول خودشان عدم شناخت مديران از آنها دچار سرگرداني و بلاتكليفي شده اند.
5- بعضي از دبيران مدارس بخاطر حفظ موقعيت و بخاطر كسب امتياز جهت ارتقاء شغلي وجلب نظر مدير از انتقادهاي به جا و سازنده خود صرف نظر نموده و باعث شده اند تا مدير بصورت تك قطبي فعاليت نمايد وچنين فكر كند كه بهترين كار را بدون ايراد انجام مي دهد در صورتيكه آموزش و پرورش پويا وسازنده احتياج به جمع آوري نظرات مخالف وموافق دارد.
6- و در نهايت بكارگيري نيروهاي دوست و آشنا در بعضي از مدارس و بدون ابلاغ ماندن بعضي از دبيران و يا بكارگيري دبيران بعنوان مازاد- دفتردار و كتابدار باعث شده تا نيروي فعال و جوان از فعاليت در جايگاه خود بدور ماند.
اميد است مسئولين محترم آموزش و پرورش با بازنگري در بعضي از دستورالعمل ها ونظارت بر فعاليت مدارس در بهبود وضع آموزش و پرورش اين مرز و بوم گامي مؤثر بردارند و پاي خود را از حوزه هاي ستادي به صف كشانيده و برنامه ريزي آموزش و پرورش را از مدارس به حوزه ستادي برده و دستورالعمل نمايند.
غلامحسين بابايي
 



نقش مهم تربيتي نخستين برخوردهاي معلم


يكي از عوامل بسيار مهم در موفقيت معلم چگونگي برخورد او با دانش آموزان در اولين روزهاي حضور در كلاس است. متاسفانه اين عامل مهم در مدارس مورد غفلت قرار مي گيرد و گاهي مشاهده مي شوند كه ديدگاه برخي همكاران آن است كه در همان روزهاي اول به گونه اي با دانش آموزان برخورد كنند كه تا آخر آنها را به سر براهي بكشانند. و صدالبته نيت اين افراد آن است كه با ايجاد اين فضاي به ظاهر آرام بتوانند به دانش آموزان خدمت كنند. ولي متاسفانه نتيجه اي كه عايد مي شود بر خلاف آنچه مي پندارند موجب پيچيده تر شدن اوضاع مي شود.
واقعيت اين است كه يكي از زمينه هاي آموزش و پرورش موفق آن است كه معلم در ديدگاه دانش آموزان به عنوان چهره اي محبوب و دوست داشتني جلوه كند كه دانش آموزان با داشتن يك ارتباط عاطفي مثبت بتوانند با اعتماد به او به مدرسه و درس علاقمند شوند.
اولين شرط داشتن ارتباط هاي مثبت آن است كه معلم و دانش آموز نسبت به همديگر سابقه ذهني منفي نداشته باشند.
در اين روند اولين روزهاي مدرسه نقشي تعيين كننده دارد، در ذهن دانش آموزان همانند ديگر انسانها در اولين برخورد با معلم برداشت نسبتا پايداري به وجود مي آيد. اگر در همان روزهاي اول مدرسه در ذهن دانش آموزان نسبت به معلم گره منفي ايجاد شود اين عامل ذهنيت آنها را نسبت به معلم و تدابير تربيتي او بشدت تحت تاثير قرار مي دهد و تا آخر سال تلاشهاي معلم را بي ثمر مي كند.
كوهن (1973) در مورد تاثيرات اوليه برخورد معلم با شاگردان در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه تاثيرات اوليه برخورد معلم با دانش آموزان به گونه اي پايدار تا آخر سال حفظ مي شود. او در اين پژوهش دريافت كه ديدگاه دانش آموزان نسبت به معلم در دو، سه جلسه اول شكل مي گيرد و از آن پس به ندرت تغيير مي يابد. ميزان همبستگي اين تاثير اوليه بين ارزشيابي اول كه بعد از دومين جلسه درس انجام گرفته در مقايسه با نتايج ارزشيابي دوم كه در آخر ترم تحصيلي ا نجام شده 85 درصد بوده است.
نكته جالب تري كه كوهن در اين تحقيق به آن دست يافت آن بود كه علاوه بر تاثيرات اوليه روش كار و برخورد معلم بر طرز فكر دانش آموزان، اغلب دانش آموزان پيش از ثبت نام و با اطلاع از حضور معلم خاص در كلاس از طريق ديگر دانش آموزان و ساير منابع درباره آن معلم اطلاعاتي را كسب مي كنند و همين عامل باعث مي شود كه خيلي زود نسبت به آن معلم و درس او طرز فكر ثابتي در آنان ايجاد شود. اين طرز فكر تقريباً تا پايان سال بدون تغيير باقي مي ماند.
پس معلم موفق كسي است كه در روزهاي اول حضور در مدرسه با ايجاد محيط عاطفي مثبت و حمايت كننده و ارائه تصويري مثبت از خود و درسي كه بايد ارائه بدهد دانش آموزان را نسبت به خويشتن و موضوع تدريس خود علاقمند كند و آنگاه در اين زمينه مثبت به ارائه مطلب بپردازد.
ابراهيم فهلي از اسدآباد
 



بيا نوجوانيمان را زنده كنيم


امروز بي هيچ مقدمه اي روز بزرگي است و شايد درنظر تو كه پس از اين سال هاي رفته آنقدر دوري كه مرا نمي شناسي، حتي بي ارزش باشد. فايده شوم سال ها كه سيالند هميشه همين است كه مرا از تو و ما را از خودمان دور مي كنند!
... من همانم كه روزها، زير تابش آفتاب و درميان سرود خش خش شكستن غرور بي جاي برگ هاي خشك تبريزي و با صداي گم شدن درميان تونل هاي برفي، با آهنگ خنده سرمستي عيد، بزرگ شدم باتو! با تو و با همه افت و خيزهاي بي امان و كدورت هاي يك روزه، و قهرهاي تاقيامتي كه ساعتي دوام نداشت؛ در ميان پچ پچ و قهقهه هاي خاموشمان، با همه غصه هاي ساده مان وبا همه...
... و تو هماني كه كلاه آخرين آدم برفي كودكي هاي بچه هاي كوچه را برسرش گذاشتي. هماني كه دست دردست من، به دنبال بادهاي سرد پاييزي مي دويد و روي موسيقي استقبال بهار، با فرياد «زردي من از تو» بزرگ شد... هماني كه با كوچه بالايي ها كه گلاويز مي شد، و باز كه شيشه مي شكست، معصوم ترين كودك روي زمين مي شد!
نمي دانم اين سال ها كه من و تو را از بچه هاي كوچه دور كرد، با تو چه كرد كه امروز كه مي بينمت تمام دارايي ات كيف متورم از تلبار كاغذي است و يك عينك هرازگاه و يك روان نويس سياه!
...بزرگ شده اي ديگر و آن هم كلاسي چندسال پيش من نيستي! مرا كودكي مي بيني كه بي محابا مي خندد، ساده مي انديشد و هيچ مي نگارد. حال آنكه تو با فلسفه لبخند مي زني، عقلايي قلم مي زني و ترجمان تازه انديشه اي!
من اينجا هنوز حتي به ديدن نامم خرسند مي شوم و تو ديگر به بودن تمام لغت هايت عادت كرده اي. من جاي نوشته ام را حدس مي زنم و تو تمام فضاها را حفظي. لعنت به ستون هاي شخصي محصور كه تو را در بند ديوارهاي سياه خود، از اين حريم سفيد بودن بي منت دور كرد! براي رضاي خداي مهرباني ها اينقدر خاكستري نگاهم نكن. امروز روز تولد دوباره نوجواني گذرنده من است. نمي دانم شايد امروز، تو، همانطور كه خيلي از ما، بازآمده اي تا درميان اين فضاي خاطره انگيز كه گهگاهي- شايد- تو را آزرده است، اينجا كه خيلي از روزهايت را در آغوش يك صندلي، پشت به يك پنجره درآن سپري كرده اي، نوجوانيت را زنده كني!
من آمده بودم براي گفتن اينها كه چندي است بر حنجره ام رخت افكنده، اما چه سود كه مي شنوم كه تو ديرزماني است ازدست دنياي سفيد نوجوانيم رفته اي...
عاطفه قلي زاده
 



خسته از زندگي ماشيني


وقتي زندگي ماشيني امروزي خسته ات مي كند. وقتي «چرخ دنده هاي دنيا» له ات مي كند و تگرگ دروغ و كينه يكريز بر سرت مي بارد، و ريا ذهن دست هاي آدميان را پر كرده، جز روزنه اي كه «روستا» مي نامندش، مأمني برايت باقي نمي ماند.
در روستا، روشني در دل دريايي مردم باصفا، موج مي زند و صداقت، كالاي مصرفي هر روزشان است. درب مغازه دروغ، به علت فوت برادرش، حسد، هميشه بسته است!
مردمان روستا، بر سينه كينه، دست رد زده اند. آن جا، شبان هايي را مي نگري كه با ني و ني لبك سر مي كنند و روزگار مي گذرانند و براي گوسفندان معصوم خويش، با شوري، كه در آن داغ هزاران باغ نهفته است، مي نوازند و تنها آذوقه و خورد و خوراكشان نان است و پنير و سبزي و سادگي!
در پهن دشت پر بار آبادي، كشاورزي را مي نگري كه از تمام دنيا، به قطعه زميني دلخوش كرده و با دست هاي پينه بسته اش و عرق به جبين نشسته اش به پاي گياهان خود، آب زلالي مي افشاند و «ياس» را مي فهمد، «محمدي» را احترام مي كند و هر روز، آفتاب سوزان را گرما مي دهد. پس بياييد كه ما:
بار مي بنديم سوي روستا
مي رسد از دور، بوي روستا
حسين قرائي از پيشوا
 



مرا به حال خود رها مكن


پروردگارا، دوست دارم بر فراز آسمانها پر بگيرم وفرياد برآورم. در اين دنيا كه قلبها از آهن و سنگ و بي خبر از عاطفه اند، تو را به حرمت پاك آسماني ها سوگند مرا به حال خود رها مكن.
پروردگارا، تنهائي ام را بشكن و به ديار محبت باز گردانم. من همان قايق شكسته بي بادبانم كه ساحل را در پرتو نور فانوس محبت تو جستجو مي كند و براي رسيدن به ساحل رهايي اميد به تو دارد. پروردگارا، اگر باتو دردم را نگويم باكه بگويم كه درمانم كند؟ اي تنها اميد بخش شبهايم از دلتنگي همه ابرهاي عالم در دلم مي گريند. ستار حويزاوي از اهواز
 



انتخابات انجمن اولياء و مربيان 24 مهرماه برگزار مي شود


انتخابات انجمن اوليا و مربيان 24 تا 30 مهرماه همزمان با هفته پيوند در مدارس كشور برگزار مي شود.
براساس اعلام سازمان مركزي انجمن اوليا و مربيان، اين انتخابات در مدارس دوره هاي ابتدايي، راهنمايي، متوسطه و پيش دانشگاهي كشور برگزار مي شود.
دارا بودن اوقات فراغت و توانايي كافي براي انجام وظايف محوله و علاقه مند و آگاه بودن به مسايل آموزشي و تربيتي از جمله شرايط عضويت پدر يا مادر دانش آموز در اين انجمن است.
داوطلب عضويت در انجمن اوليا و مربيان همچنين بايد حداقل از سواد خواندن و نوشتن برخوردار باشد.
ايجاد زمينه مشاركت فكري، فرهنگي، عاطفي و آموزشي اوليا، تقويت هماهنگي و همسويي تربيتي و آموزشي خانه و مدرسه و نظارت بر چگونگي اخذ كمك هاي مردمي با رعايت قوانين و مقررات مربوط از وظايف مهم انجمن اوليا و مربيان واحدهاي آموزشي است.
تركيب انجمن اوليا و مربيان مدارس شامل مدير مدرسه، يكي از معاونان به انتخاب مدير، نماينده شوراي معلمان، معاون پرورشي يا يكي از مربيان امور تربيتي (در صورت نبودن مربي)، يكي از معلمان آگاه به مسايل تربيتي به انتخاب مدير و منتخبان اولياي دانش آموزان است.
مدير مدرسه در صورت لزوم مي تواند از نماينده شوراي دانش آموزي و برحسب مورد از افراد ذيربط و صاحب نظر براي شركت در جلسات انجمن دعوت كند.
 



بايد مراكز حرفه اي آموزش نقاشي به كودكان تشكيل شود


بيشتر افرادي كه در حال حاضر به كودكان آموزش نقاشي مي دهند از تكنيك هاي نقاشي يا ديگر رشته هاي هنري آگاهند اما از تخصص آموزش به كودكان برخوردار نيستند. در حالي كه آموزش نقاشي به كودكان بايد به شكل تخصصي و از سوي كارشناسان انجام شود.
به گزارش روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، بهرام عظيمي كه انيميشن هاي او براي نيروي انتظامي هم اكنون از تلويزيون پخش مي شود در بازديد از «جشنواره اروپايي ادبيات كودك در ايران» با بيان اين مطلب، افزود: «افرادي كه به كار با كودكان مي پردازند بايد با روحيات و ذهنيت آنها آشنا باشند اما در كلاس هايي كه براي آموزش نقاشي به كودكان برگزار مي شود، معلمان آشنا به نقاشي مشغول تدريس هستند.»
عظيمي تأكيد كرد: «بايد مراكز حرفه اي كار با كودكان و آموزش نقاشي به آنها شكل بگيرد. براي معلمان اين كلاس ها نيز بايد دوره هاي تخصصي با حضور روانشناسان كودك و افراد متخصص در زمينه آموزش به كودكان برگزار شود.»
اين كاريكاتوريست و خالق آثار انيميشن درباره كارگاه هاي تصويرگري برپا شده در اين جشنواره، گفت: «شيوه برگزاري اين كارگاه ها كاملا اروپايي است و بچه ها ياد مي گيرند تا كار خود را با نظم و نظافت انجام دهند. نكته ديگر اينكه با آنها براساس متن كار مي شود و معلمان كارگاه ها نيز ديد فرهنگي و هنري بسيار بالايي دارند. فضاي كانون نيز براي اين كار بسيار مفيد است.»
 



راه اندازي نخستين بازار معاوضه كتاب در كشور


بازار معاوضه كتاب براي نخستين بار در كشور برپا مي شود و كودكان و نوجوانان مي توانند كتاب هاي خود را بدون رد و بدل كردن پول در اين بازار مبادله كنند.
به گزارش روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، پس از برپايي بازارهاي معاوضه اسباب بازي و تحويل اسباب بازي هاي خشن در روز جهاني كودك در سال هاي گذشته، بازار معاوضه كتاب به منظور ايجاد روح تعامل در ميان كودكان راه اندازي مي شود. با برپايي اين بازار علاوه بر همكاري و ارتباط كودكان، امكان استفاده از كتاب هاي مختلف و انتقال دانسته هاي مكتوب كودكان به يكديگر نيز فراهم مي شود.
در بازار معاوضه كتاب، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نيز مشاركت خواهدداشت و به كودكاني كه به مبادله با كتاب هاي كانون تمايل داشته باشد كتاب اهدا مي كند.
در كنار اين بازار ويژه برنامه هاي متنوعي از قبيل نمايش فيلم، تئاتر، كارگاه هاي نقاشي، سفال گري و كاردستي نيز برگزار مي شود.
 

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

سه‌شنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٦

الگوهای تدريس

3

 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن  ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

 

الگوهای تدريس

 

از بدو پيدايش انسان تاكنون, روش ها و فنون در تعليم و تربيت و يادگيري به عنوان امري مستمر و دائمي معمول و متغير بوده است و در اعصار مختلف, انسان براي سهولت يادگيري و انتقال مفاهيم از ابزارهاي مختلف استفاده مي كرده است.

يكي از ويژگي هاي انسان, اثرپذيري و اثرگذاري آن در خانواده, مدرسه, اداره, جامعه, و جهان است. برقراري ارتباط در محيط هاي آموزشي صورت مي پذيرد كه نتايج آن معادل كردن مسائل عاطفي, روحي و ذهني انسان ها باشد؟ و با كدام روش مي توان رفتارها و برخوردهاي مطلوب و منطقي ايجاد كرد كه نتايج آن متعادل كردن رفتارهاي غيرمتعادل, عادات ناپسند, و عكس العملهاي منفي انسان ها باشد؟ با كدام روش مي توان در گفتار, رفتار, و اعمال خود تغيير ايجاد كرد كه نتايج آن در محيط هاي كاري شوق, شادي, و خشنودي همراه داشته باشد؟

شكل گيري روند طبيعي انسان, چون خوگرفتن, عادت كردن در محيط هاي خانوادگي, مدرسه, و سازمان امري طبيعي و خصيصه اي انساني است كه در موقعيت هاي مختلف زندگي شكل مي گيرد. حال اگر ضرورت تغيير در روش هاي انجام دادن كار به لحاظ سرعت, دقت, صحت, و كيفيت انجام كار پيدا شود در نخستين وهله واكنش نشان مي دهد. چون آشنايي و تسلط در استفاده از روش هاي جديد انجام دادن كار را ندارد. خواهان حفظ وضع موجود است و در برابر هرگونه تغيير و تحول در وضع موجود است و در برابر هرگونه تغيير و تحول در شيوه هاي انجام كار معترض مي باشد. در اغلب دستگاه هاي اداري مقاومت در برابر تغيير و تحول و به كار نگرفتن روش ها و شيوه هاي مطلوب ديده مي شود.

متاسفانه در بخش آموزشي كماكان همان روش هاي قديمي و سنتي استاد- شاگردي و متكلم وحده بودن را در برنامه هاي آموزشي بطور يكسويه به كار مي گيرند.

در حالي كه انسان معاصر امروزي در يك چرخشگاه تمدني قرار گرفته است كه همه امور در حال گذر و ناپايدارند. به اين معني كه هدف ها, راهبردها, موازين, اصول و روابط اجتماعي, عهدنامه ها و ميثاق هاي اجتماعي, محيط زيست, فنون, تكنيك ها, اطلاعات, سيستم ها و روش هاي انجام كار در حال تغيير و تحول هستند. در عصري حركت مي كنيم كه هر لحظه پديده هاي جديدي در زمينه هاي مختلف وارد بازار كار و مصرف مي شود. حال در شرايط كنوني چگونه ياد دهندگان به خود اجازه مي دهند كه با ابزارهاي گذشته در برنامه هاي آموزشي حرفه اي و تخصصي از روشهاي جديد آموزش استفاده نكنند و بعد تصور كنند كه در كارشان اثربخشي, كارآيي و بهره وري دارند؟ فعلاً روش برخورد استادان و مدرسان در كلاس ها بيشتر تئوريك است تا كاربردي, هر چند زمينه هاي تئوريك و كاربردي, تعامل گريزناپذير با يكديگر دارند. اما بحث بر سر ارتقاي سطح علمي فراگيران است كه استادان و مدرسان در ارائه مطالب تئوري بيشتر در كلاس هاي عملياتي و كاربردي با استفاده از روش هاي مربوط برخورد مي كنند. ناكارآمدي روش ارائه مطالب تئوري, تجربه سال هاي گذشته كشورهاي پيشرفته است كه به صورت تحكمي و تعبدي برخورد مي كردند ولي امروزه به لحاظ مشاركت مستقيم فراگيران در امر يادگيري تحول چشمگيري در خلاقيت و نوآوري و كشف پديده هاي جديد به وجود آمده است. البته لازم به ذكر آنكه بايد اين نكته را نيز به خاطر داشت كه در انتخاب روش هاي تدريس فقط توانايي ها و قابليت هاي ذهني و فيزيكي مدرسان و استادان مورد توجه قرار نمي گيرد, بلكه در اجراي فرآيند يادگيري, شخصيت, منش, نحوه برخورد از لحاظ روحي, عاطفي و ذهني نيز مورد نظر هستند و مضافاً اينكه متناسب با نيازها, سطح, و تفاوت هاي فردي فراگيران بايد روش هاي آموزشي مناسب انتخاب شود تا حداكثر استفاده بهينه از عوامل موثر در امر آموزش هاي حرفه اي بشود. زيرا برخي از فراگيران به لحاظ تفاوت هاي فردي فقط با ديدن (تصاوير, نمودارها, جداول آماري و دادن نمايش و به تصوير كشيدن كلمات روي وايت برد) زمينه و قدرت يادگيري دارند و بعضي از فراگيران با شنيدن صوت و آهنگ صدا (سخنراني ها, گفت و شنودها, شعارها, راديو و تلويزيون, و ساير وسايل صوتي) بيشتر قدرت يادگيري دارند. عده اي از فراگيران از طريق حركات بدني (به كار بردن دست, پروژه هاي حركتي ورزشي و تكان دادن سر و صورت, گردش هاي علمي و كارهاي كارگاهي و عملياتي) زودتر از ديگران به نتيجه مي رسند و تعدادي هم در شرايط طبيعي طبق برنامه آموزشي از قبل تعيين شده بر اساس اصول و ضوابط خاص و نظام حاكم بر امور آموزشي ياد مي گيرند. در نهايت بعضي فراگيران در شرايط بهتر يادگيري قرار مي گيرند كه در انتخاب موضوع, تنوع مطالب آموزشي, زمان, مكان و شيوه هاي حضوري و غيرحضوري خود نقش دارند.

خلاصه آنكه مدرسان و استاداني مي توانند در تدريس موفق باشند كه به انواع فنون و روش هاي يادگيري آگاهي و تسلط داشته باشند تا در اجراي فرآيند آموزشي هدف هاي آموزشي تحقق پيدا كند.

يادگيري در واقع نتيجه دادوستد اطلاعاتي بين فراگيران و فرادهندگان و محيط آموزشي است كه فراگير ياد بگيرد و فرادهندگان ياد بگيرند كه چگونه ياد بدهند.

 

 

نظام آمـوزش و پرورش

منظور ما از نظام آموزش و پرورش، نظام رسمي آموزشي كشور از مقطع ابتدايي تا پايان دوره دبيرستان مي باشد. تأثير شگرف و اساسي نظام آموزش و پرورش به خصوص در مقطع ابتدايي و راهنمايي در باروري و شكوفا سازي فرآيند اعتماد انكار نكردني است. مدرسه اولين مكاني است كه كودكان در آن به طور منظم آموزش مي بينند. بنابراين نحوه برخورد، سطح معلومات، شيوه تدريس و روان سالم معلمان در دانش آموزان تأثير عميق بر جاي مي گذارد.
كودكان و نوجوانان شيوه گفتار و رفتار معلمان خود را به عنوان راهنماي عمل مي پذيرند و در اكثر موارد از آنها تقليد مي كنند. بنابراين ضروري است كه در تدوين قوانين آموزشي، استخدام معلمان و دبيران مجرب و خلاق، محتواي دروس، انتخاب مديران شايسته، برنامه درسي ، نحوه تدريس و ساعات تدريس، دقت و وسواس بسياري روا داريم.
در باب نقش مثبت و منفي نظام تعليم وتربيت رسمي، علماي تقليد و تربيت، فلسفه، روان شناسي و جامعه شناسي، مطالب بسياري را عرضه نموده اند و از جانب مختلف كاركردهاي اين نظام را بررسي كرده اند. يكي از متفكران برجسته اي كه در دهه 70 ميلادي، ايده هاي بكر و ارزنده اي را در اين زمينه مطرح نمود، «ايوان ايليچ» انديشمند روسي بود.
وي معتقد بود كه نظام آموزش و پرورش رسمي، روحيه خلاقيت ابتكار و اعتماد به نفس را در دانش آموز از بين مي برد و در عوض وقت آنها را با مواد آموزشي كه هيچگاه به درد زندگيشان نمي خورد تلف مي كند. وي معتقد به مدرسه زدايي از جامعه بود. به نظر وي بايد شيوه اداره مدارس و محتواي دروس تغيير مناسبي نمايد. بسياري از ايده هاي «ايوان ايليچ» در مورد پارهاي از نظام هاي آموزشي در جهان هنوز هم مصداق دارد. مؤلف كتاب «هنر و علم خلاقيت» در اين زمينه مي نويسد :

« يكي از توجيه پذيرترين اتهام هايي كه مي توان عليه نظام آموزشي ما عنوان كرد فراموش كردن آفرينش گري ذاتي نوجوانان و يا غالبا فرونشاندن آن است».

بنا به دلايل مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و تاريخي نظام آموزش و پرورش رسمي كشور ما نيز افت هاي بسياري دارد كه مجال بسط آن در اين مختصر نمي باشد. اما به طور گذرا اشاره مي كنيم كه عموم رشد روحيه خلاقيت، شكوفايي، ابتكار، نوآوري و اعتماد به نفس در دانش آموزان (كه سرانجام دانشجويان فردا خواهند بود) ايفا نمايد، لازم است موارد زير در مدارس و دبيرستانها مورد نظر قرار گيرد:


ايجـاد خلاقيت:

علماي تعليم و تربيت معتقدند كه خلاقيت و آفرينش گري در يك دانش آموز متوسط، به اندازه خلاقيت در يك نابغه، امري طبيعي است.
خلاقيت را از دو راه مي توان در آموزش و پرورش رسمي وارد كرد. راه اول، تدريس آن به عنوان يك درس و بامهارت تازه و راه دوم، تغيير شكل برنامه هاي تحصيلي فعلي است.
دو دليل براي برتري راه دوم وجود دارد:

1ـ هنوز آگاهي ما درباره خلاقيت و افزايش گري چندان نيست كه بتوانيم آن را به طور مؤثري به عنوان موضوع درسي مجزايي تدريس كنيد.
2ـ مهمتر از آن افزايش گري فرآيندي مجزا نيست بلكه تركيبي از بسياري فعاليتهاست.

اگر قرار است شخص از تمامي استعدادهاي خود بهره گيرد بايد بياموزد كه در موقعيتهاي مختلف و درباره موضوعات متنوع، خلاقانه فكر كند. به عبارت ديگر ذهن دانش آموز هم زمان با اينكه تربيت مي شود تا منطقي بينديشد،بايد تربيت شود تا خلاقانه فكر كند.

ايجـاد ابتكـار:

بايد دانش آموزان را به دانش ايده ها، انديشه ها وتفكرات جديد وبكر تشويق نماييد. معلم لازم است در تمامي دروس علاوه بر اينكه خودش انديشه هاي جديد و بكري را ارائه مي دهد پذيراي ايده هاي جديد دانش آموزان خود باشد و به انديشه هاي آنان احترام بگذارد.
مثلاً مي توان از دانش آموزان خواست كه به جاي ارائه گزارش توضيحي از يك كتاب، مجله يا مقاله، آنهارا شخصا ارزيابي نموده و مورد نقد و بررسي قرار دهند، هدف اين است كه كلاس را وادار كنيم تا خواهان بدست آوردن كتاب و مطالعه آن شوند، اين خطر وجود دارد كه معلمان به سبب اصرارشان در انتقال دانش پذيرفته شده خيلي زود جريان انديشه هاي كودك را قطع كرده و آنها را سانسور كنند و بدين ترتيب به ريشه هاي تفكر خلاق ، آسيب بزنند…
نظام آموزش وپرورش، تفكر صحيح را بيش از حد مورد تأكيد قرار داده است و كمتر ابتكار را مد نظر قرار داده است. براي مسائلي كه فقط يك راه حل و يك روش عمل دارند اهميت زيادي قائل بوده و خيلي كم به مسايلي پرداخته است كه نيازمند گوناگوني روش ها و راه حل ها هستند. لازم است معلمان، دانش آموزان را به تفكر وتعمق عادت دهند تكيه صرف بر حافظه دانش آموزان و انتقال معلومات به آنها، قدرت آفرينندگي و ابتكار را در آنان ايجاد نمي كند. هنر يك معلم موفق و مجرب اين است كه شيوه فكر را به دانش آموزان بياموزند، براي اين كار لازم است در ذهن دانش آموزان ايجاد سؤال نمود و كنجكاوي آنان را برانگيخت. تشويق دانش آموزان به مطالعه و نگارش مطالب متنوع و ايراد كنفرانس وسخنراني در كلاس درس، روحيه ابتكار و اعتماد به نفس را در آنان بارور مي نمايند. خوشبختانه معلمان هر روز درباره اين نكته آگاهي بيشتري كسب مي كنند كه انتقال مطالب درسي به رغم ضرورت خود في نفسه كافي نيست. يكي از عناصر اساسي تعليم و تربيت توانا كردن افراد براي هضم و جذب شرايط جديد، تجربه هاي نوين، انديشه هاي تازه و توانايي ابتكار عمل اس

ايجـاد رقـابت

 

تغيير جهت در مهارتهـا و روش شغلـي

مشاغل در حال تغيير و وظايف شغلي متغير, نيازمند تحولات سريع در استعدادها و توانايي هاي كاركنان است. در عصر صنعت كه فعاليتهاي عمدتاً در چكش كاري, سوهان كاري, دريل كاري, ضربه كاري و غيره متمركز بود, تلاش انسانها اساساً از فعاليتهاي مربوط به حيطه روان حركتي ناشي مي شد, اما در عصر حاضر كه عصر رشد و ظهور فعاليتهاي اتوماسيون و پردازش اطلاعات است, ضروري مي نمايد كه نيروي انساني از فكر و مهارتهاي فكري و خلاقه او تغذيه شود.
اشكال يكنواخت, تكراري و قالبي كار كه حالتهاي ماشيني دارد و جزء ويژگيهاي فهاليتهاي صنعتي سنتي محسوب مي گردد, در حوزه هاي مربوط به تكنولوژي هاي برتر جايي ندارد. در عوض روابط ساختاري بين وظايف كوچك و كل مجموعه و مهارتهاي خلاقه براي اجراي وظيفه در دست انجام, اموري حياتي و ضروري مي شوند.
همان طور كه سابقاً كاردانان و صنعتگران هميشه يك دست ابزار دستي همراه داشتند, لازم است كارگران تكنولوژي جديد (كارگران فكري) نيز همواره مجموعه اي از «ابزارهاي فكري» در قالب مهارتهاي شناختي, تفكرات انتزاعي و بصيرتي به همراه داشته باشند.
علاوه بر اين كارگران جديد بايد مهارتهاي خودآموزي را در خود تقويت كنند تا بتوانند در تصميم گيريهاي كارساز, آميزش امور مجزا بر يكديگر و تلاش در جهت يافتن موقعيت هايي براي ابراز خلاقيت, به جاي اطاعت كوركورانه, نقشي فعال ايفا نمايند. به عبارت ديگر, لازم است كارگران امروزي, به گونه اي مستقل تر و با درايت و هوشياري بيشتر, در يافتن راهها و شيوه هاي نوين تلاش كنند و مانند گذشته صرفاً به عنوان ابزاري بدون اراده در كارخانجات مشغول به كار نباشند.
بي ترديد اگر كارگران اجراي مهارتها را در ارتباط با دانش فني و مربوط درك كنند در آينده قادر خواهند بود با پر كردن خلاء موجود در زمينه هاي چون توسعه, نگهداري, برنامه ريزي تجهيزات, توليد آزمايشي و كنترل كيفيت, كاري را كه بينابين وظايف يك مهندس و يك كارگر ساده است, انجام دهند.
در تحقيقي كه اخيراً در زلاندنو پيرامون مهارتها و دانش موردنياز براي يك تكنسين مدرن انجام شده است, صاحبان شركتها (كه اكثرشان حدود 500 نفر را در استخدام دارند) اين ويژگيها را براي كارگران موردنظر خود اعلام كرده اند:

- قدرت انتقال اطلاعات به ديگران (85 درصد پاسخ ها).
- توانايي كارهاي عملي و مهارتهاي فني (72 درصد پاسخ ها).
- مهارتهاي سرپرستي و نظارت (37 درصد پاسخ ها).
- دانش حقوقي, حداقل تا حدي كه بداند چه نكند و در چه موقعيتي در جستجوي كمكهاي حقوقي در شرايط پيچيده تجاري باشد (در حد زياد).
- مهارتهاي تشخيص نواقص (در مقايسه با سالهاي قبل كه در اولويت مطرح بوده اينك در رده هاي پايين مطرح است) مركز ملي تحقيقات آموزش هاي حرفه اي دانشگاه اوهايو در آمريكا در تحقيقي پيرامون صنايع, گزارشي ارائه داده كه در آن صاحبان صنايع, مهارتها و دانش موردنياز براي تكنسين ها را به شرح زير اعلام كرده اند:

آگاهي فني پيشرفته, رياضيات و آمار در سطح بالا, داشتن تفكرات سيستمي.
- قدرت استدلال و مهارتهاي فكري در سطح عالي, مهارتهاي كنترل و كيفيت توليد, مهارتهاي حل مسايل و ارتباطات, سواد كامپيوتر, مهارتهاي استفاده از ورودي هاي كامپيوتر و استفاده از آن, مهارتهاي برنامه ريزي و كاربرد, توانايي دسترسي به اطلاعات و استفاده ماهرانه از آن.
- مهارتهاي الكتروني سطح بالا, مهارتهاي مربوط به علم ربات ها.
- توانايي تشخيص نواقص و اشكالات و قدرت تجويز و راه حل مرتفع ساختن نيازهاي آموزشي و بهينه كردن اطلاعات پا به پاي آخرين پيشرفتهاي تكنولوژي.
در يك جمع بندي مي توان گفت كه ضروري است نيروي كار در تكنولوژي پيشرفته ويژگيهاي زير را دارا باشد: دانش فني عميق تر, مهارتهاي چندگانه گسترده تر, قدرت كاربردي بيشتر, قدرت قضاوت نافذ و سرعت انتقال و سازگاري.

 

تجارب کشورها

ژاپن با توجه به گسترده تر بودن شيوه اتوماسيون در كارخانجات خود, در حال تامين و تربيت تعداد زيادي كارگر است كه اصطلاحاً كارگران ماهر عمومي ناميده مي شود.
كارگر ماهر عمومي كسي است كه دانش و مهارتهاي كار را در كل زنجيره كار دارا باشد و نيز صاحب چندين مهارت بوده با تئوريها و دانش موردنياز براي گذراندن دوره هاي فني آشنا باشد, كارگر ماهر عمومي بايد قادر باشد كه تغييرات رخ داده در تكنولوژي هاي توليد درباره خوي اعمال كند, مراحل كار را براي كارگران نيمه ماهر و غيرماهر أماده و تنظيم كند, همچنين بتواند در سرعت بخشيدن به پيشرفت كامل توليد نقش موثر داشته باشد, و بالاخره بتواند به توان كارگري رهبري كننده, عمل كند و روحيه گروه را بالا برد.
ژاپن همچنين براي كارخانجات ديگرش كه كوچك يا متوسط هستند ولي كل كار يا جزئي از آن به صورت اتوماتيك انجام مي شود, به دنبال كارگران يك مهارته يا «چند مهارته» است.
منظور از كارگر يك مهارته كسي است كه مي تواند مهارتش را در كار و در ارتباط با دانش فني با دقت و صحت بيشتري بروز دهد و كارگر چند مهارته كسي است كه مهارتهاي را با دقت و صحت در چندين كار مرتبط به هم همراه با دانش فني موردنظر داشته باشد.
تفاوت چنين كارگري با كارگر ماهر عمومي در اين است كه كارگر ماهر عمومي تمام كارهاي كارگر چند مهارته را انجام مي دهد و علاوه بر اين وظايف موردنياز در امر داوري را هم ايفا مي كند.
اين حقيقت كه ژاپن تاكيد خاصي به توسعه «مغزها» و «مهارتها» در نيروي كار دارد تا بتواند از عهده ابداعات و نوآوري هاي تكنولوژيكي برآيد, حقيقتي آشكار است. به سختي مي توان گفت كه ژاپن داراي يك رده مشخص از كارگراني باشد كه بتوان آنها را معادل «طبقه تكنسين ها» دانست. نيروي كار موردنياز در ژاپن از طبقات مهندسان و كارگران ماهر انتخاب و با ديدن آموزش هاي ضمن خدمت فشرده به «كارگران ماهر عمومي» (معادل تكنسين) تبديل مي شوند.
با توجه به توسعه صنايع مربوط به تكنولوژي برتر, نياز به چنين نيروهايي به گونه اي روزافزون احساس مي شود. در ژاپن خود اشتغالي مبتني بر كار در خانه, كه قبلاً هم وجود داشته است, باز هم رو به رشد است. استراليا در حدود سال 1974 (1353 شمسي) دريافت كه انقلاب تكنولوژيكي كه در آينده رخ مي دهد تاثيرات عظيمي بر ساختار اقتصادي, صنعتي و اجتماعي آن كشور خواهد گذاشت. اگر اين مسئله مورد بررسي قرار نمي گرفت و به سمتي ديگر تغيير جهت نمي داد, تاثير سوء بسياري بر جاي مي گذاشت و منجر به بيكاري خيل عظيمي از كارگران يقه آبي مي شد, علاوه بر اين امر مي توانست منجر به مهارت زدايي و لطمه به مشاغل آنهايي كه باقي مانده بودند, بشود.
استراليا اينك بسيار تلاش دارد كه نيروي كارش داراي مهارتهاي چندگانه و با شناختي در سطح بالا باشند و اين دانش و مهارت را عملاً به كار برند تا كارهاي چندگانه را با ماشينهاي چندمنظوره كه هر روز به تعداد فزاينده اي مورد استفاده قرار مي گيرند, انجام دهند.
زلاندنو دريافته است كه تكنولوژي متحول, مستلزم اين است كه نيروي كار از يك سو به سمت مهارت زدايي سوق داده شود و از سوي ديگر به سمت چندمهارتي شدن حركت كند. همچنين بر تقويت سازگاري, انعطاف پذيري, تحريك پذيري, مهارتهاي ارتباطي خوب و انساني در ميان نيروي كار تاكيد فراواني انجام مي گيرد, تا افراد بتوانند با شرايط تكنولوژي جديد و نوآوري هاي آن انطباق يابند, صاحبان صنايع نيز براي اين خصايل ارزش والايي قائلند.
در كره, با مطرح شدن اتوماسيون (شيوه توليد خودكار), مهارتهاي سنتي از ارزش افتاده اند. صنايع اين كشور بر اين نكته تاكيد دارند كه مفهوم «كارگر چندمهارته» امروزه بايد شامل افرادي شوند كه دانش, مهارت و توانايي حل مسايل در ارتباط با شغل مربوط را داشته باشند و علاوه بر اين از توانايي هاي اجرايي هم برخوردار باشند.
در فيليپين, اين نظريه مطرح است كه نيروي كار در تكنولوژي پيشرفته بايد داراي طيف وسيعي از مهارتهاي چندگانه اي باشند تا بتوانند تخصصهاي متمركز براي نوع كاري به خصوص را پشت سر بگذارند.
در به كارگيري نيرو, نبايد صرفاً تاكيد بر اين باشد كه كارگران «چه چيز را انجام بدهند» و «چگونه انجام بدهند» بلكه كارگران ضمن داشتن طيفي گسترده از سواد تكنولوژيكي, بايد از «چرايي» كار خود نيز باخبر باشند.
درباره تشخيص نياز به كارگران چندمهارته در ساير كشورها نيز ترديدي وجود ندارد.
به طور كلي به نظر مي رسد كه تكنولوژي متحول مستلزم اين است كه نيروي كار از يكسو به سمت مهارت زدايي (Deskilling) و از سوي ديگر به سمت چندمهارتي شدن حركت كند.

همگامـي ايـران با تحولات جهانـي:

با توجه به اين واقعيت كه تا سال 1400 تشكيل دهكده جهاني به واقعيت مي پيوندد, ايران نيز متاثر از اين جهاني شدن صنعت و اقتصاد بايد به طور طبيعي عواملي را كه در تحولات اقتصادي و اجتماعي جهاني شدن وجود دارد در برنامه هاي آموزشي خود منظور نمايد. از آنجا كه نظام آموزشي باشد در خدمت توسعه اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي كشور باشد, لذا ساز و كاري بايد ايجاد شود كه از آن طريق بتوان ارتباط مستقيمي بين توسعه اقتصادي, اجتماعي و توسعه آموزشي برقرار كرد. از طرفي با توجه به اينكه نظام حكومتي ما جمهوري اسلامي است و بسياري از تعاليم عاليه اسلامي نقش موثري در تعالي بشري دارند, لذا در طرح نظام آينده آموزشي بايد از رهنمودهاي تعاليم عاليه اسلامي استفاده شود. همچنين به منظور دست يافتن به آرمانهاي جمهوري اسلامي و با در نظر گرفتن تحولات اجتناب ناپذير ويژه در بخش فني و حرفه اي كه نقش موثرتري در حل معضل بيكاري و توسعه اقتصادي دارد, تعيين گردد. مبناي برنامه بيست و پنج ساله اقتصادي, اجتماعي, فرهنگي, سياسي جمهوري اسلامي ايران بر پايه توسعه نيروي انساني, طي برنامه 25 ساله (1400-1376) تدوين گرديد كه با توجه به اهميت هر يك از بخشهاي آن, همكاري هماهنگ و منسجمي از سوي بخشهاي مختلف كشور ضروري مي باشد.
در ادامه به گونه اي موجز به هدفهاي كيفي كه بايد در توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي همواره مدنظر باشد و نيز به استراتژي ها و راهبردهاي لازم در اين بخش اشاره مي شود:
پرورش جنبه هاي فرهنگي, رفتاري, مهارتي در هنرجويان بر اساس ملاكهاي اسلامي و نيازهاي برنامه توسعه اقتصادي و اجتماعي تا سال 1400.
- ايجاد فرصتهاي مساوي براي كليه افراد جامعه در دسترسي به آموزش هاي فني و حرفه اي در زمينه هاي موردنياز فردي و جامعه.
- افزايش كارايي دروني و بيروني آموزش هاي فني و حرفه اي افزايش مشاركت و نظارت مردم در توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي و ارتقاي آموزش هاي فني و حرفه اي.
- اشاعه دانش فني و گسترش آموزش هاي فني و حرفه اي رسمي و غيررسمي در قالب يك نظام سازمان يافته.
- افزايش نسبت كاركنان فني و تخصصي جامعه و اصلاح ساختار هرم شغلي تخصصي جمعيت شاغل كشور.
- انطباق برنامه هاي درسي و محتواي آموزش ها با نيازهاي جامعه و مقتضيات ناشي از توسعه علوم و تكنولوژي.
- بهبود شاخصهاي كيفي و كمي آموزشي در كليه سطوح.
- مدرنيزه كردن آموزش هاي فني و حرفه اي بر اساس توسعه اقتصادي, اجتماعي.
- تدارك لازم جهت اجراي دقيق نظام آموزش متوسطه.
كارگر يك مهارته كسي است كه مي تواند مهارتش را در ارتباط با دانش فني با دقت و صحت بيشتري بروز دهد و كارگر چندمهارته كسي است كه مهارتهايي را با دقت و صحت در چندين كار مرتبط به هم همراه با دانش فني موردنظر داشته باشد.
- اجراي تناسب آموزش فني و حرفه اي در راستاي نيازهاي توسعه كشور.
- افزايش سهم زنان در آموزش هاي فني و حرفه اي.
- نزديك نمودن بخش آموزش به بازار كار.

استراتـژي و راهبردهـا:

1- اخذ عوارض آموزشي در تجارب و صنعت به منظور افزايش كمك به آموزش هاي فني و حرفه اي.
2- ارائه دوره هاي آموزشي براي ارتقاي دانش معلمان فني و حرفه اي با توجه به آموزش هاي نو.
3- يكي نمودن ارزش آموزش غيررسمي و رسمي آموزش هاي فني و حرفه اي از طريق كنترل و يكسان نمودن محتواي دروس برنامه.
4- ارائه انعطاف پذير آموزش هاي فني و حرفه اي و روشهاي آزاد يادگيري آموزش هاي فني و حرفه اي كه مي تواند به ارتقاي يادگيري كمك نمايد.
5- ارائه دوره هاي آموزشي نوين در زمينه مشاوره شغلي و تحصيلي مدارس فني و حرفه اي.
6- ايجاد مراكز مشاوره شغلي.
7- افزايش تعداد مشاوران شغلي و تحصيلي.
8- استفاده از نرم افزار كامپيوتري به منظور توسعه آموزش.
9- تاكيد بر آموزش هاي زبان خارجه به منظور استفاده بهينه از اطلاعات و يافته ها.
10- كم كردن حجم دوره هاي آموزشي رسمي- غيررسمي از طريق تلفيق آموزش با نيازهاي صنعتي.
11- تجديد ساختار استانداردهاي آموزشي.
12- آموزش مربيان و مدرسان آموزش هاي فني و حرفه اي در رشته هاي مربوط به تكنولوژي جديد.
13- توسعه و بهبود سطح زير ساخت هاي (فضاهاي) آموزشي.
14- انتقال تكنولوژي مناسب در راستاي توسعه مناطق روستايي.
15- توسعه سيستمهاي اطلاعاتي.
16- تربيت نيروي انساني در سطح مهارتي و سطوح مياني مديريتي.
17- استفاده از سيستم آموزشي چند رسانه اي با نرم افزارهاي كامپيوتري.
18- استفاده از شبكه به منزله ابزاري جهت تامين نيازهاي مربوط به مواد درسي مناسب و كافي.
19- آموزش نيروي انساني در زمينه هاي مشخص مهارتي جهت تامين نيازهاي بنيادي.

 

استفاده از روش هاي كاربردي در آموزش هاي فني و حرفه اي و تخصصي

روش هاي آموزشي, بخشي از تكنولوژي آموزشي را تشكيل مي دهد و از آنها مي توان به عنوان ابزار تسهيل كننده براي يادگيري و تغيير در نگرش ها, بينش ها و ارزش هاي از پيش تعيين شده استفاده بهينه كرد.
روش هاي آموزشي در تعامل عوامل موثر در امر آموزش, زماني مي تواند موثر باشد كه اجزاي آن يعني ياد دهندگان, يادگيران, موضوع يادگيري, زمان و مكان يادگيري و منابع مالي, فيزيكي و انساني براي يادگيري در ارتباط متقابل باشند.
روش هاي آموزشي در جدول ها و نمودارها نشان داده شده اند؛ هر يك از آنها مي تواند در ايجاد توانايي ها و مهارتهاي شغلي مديران و كاركنان مفيد و سازنده باشد. نقش مربي, مدرس, و استاد در بهره گيري از اين روش ها در برنامه هاي آموزشي به منظور مشاركت, همفكري, برخورد انديشه و تفكر مديران و كاركنان موجب مي شود انگيزه فراگيري و مشاركت براي بحث در فراگيري به وجود آيد.
استفاده از روش هاي آموزشي در برنامه هاي آموزشي حرفه اي و تخصصي از طريق مربيان, مدرسان, و استادان در راستاي تحقق هدف هاي آموزشي و ايجاد مهارتهاي ادراكي رفتاري و فني مي تواند رشد و پرورش ذهني, فكري, عاطفي و روحي مناسب را در فراگيران تغيير دهد و در آنها تحول ايجاد كند.

راهبردهـاي كل مديريت آموزشـي:

عصر ما عصر ارتباطات و اطلاعات است كه به سرعت نور در تعامل اند. تغيير و تحولات ناشي از آن در زمينه هاي اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي قابل توجه است, به نحوي كه زمينه هاي ذهني و فكري ما همواره تحت تاثير پديده ها و يافته هاي جديد قرار مي گيرد و در تعاملات فكري مفاهيم جديد جايگزين مفاهيم گذشته مي شود. امروزه سرعت, دقت, و كيفيت امور تابع تحولاتي است كه صاحبان حرفه, صنعت, و فرهنگ در پي كشف بهترين روش هاي ساده و كيفي كردن امور هستند كه در كوتاه ترين زمان ممكن به هدف هاي خود دست يابند, اين موضوع ممكن نخواهد شد مگر اينكه تحولي ماهوي و محتوايي در هدف هاي كلان, راهبردها, و برنامه هاي تاكتيكي و عملياتي در امر آموزش سازمان هاي دولتي به وجود آوريم.
چگونگي استفاده از روش هاي آموزشي, با توانايي و تسلط مدرسان و استادان در نحوه استفاده از آنها در برنامه هاي آموزشي ارتباط مستقيم دارد تا متناسب با هدف هاي آموزشي, ميزان تغييرات رفتاري تعيين شده در فراگيران حاصل شود. يا به عبارت ديگر استاد و مدرس در كلاس, مهارت استفاده از منابع (نوشتاري, ديداري, و شنيداري) را با استفاده از تكنيك ها و ابزارهاي آموزشي به گونه اي داشته باشد كه هدف هاي رفتاري (دانش, توانايي, و بينش) محقق شود.
افراد آموزش دهنده كه سال ها منابع و امكانات آموزشي را تجربه كرده اند يقيناً خود را در معرض چند سئوال قرار مي دهند.

- آيا در چگونگي اجراي برنامه هاي آموزشي به لحاظ اهميت در ماهيت و نوع آموزش هاي كاربردي و علمي تغيير لازم به وجود آمده است؟
- آيا معيارها و شاخص هاي اندازه گيري براي ايجاد مهارتهاي رفتاري, ادراكي, و فني در اختيار مسئولان آموزشي قرار گرفته است؟
- آيا سازمان هاي آموزشي از منابع صرف شده مالي, فيزيكي, و انساني حداكثر استفاده بهينه را در تحقق هدف هاي آموزشي كرده اند؟
- آيا ميزان تغييرات رفتاري فراگيران را پس از پايان دوره نسبت به آغاز دوره سنجيده ايد؟
- آيا ارزيابي از برنامه آموزشي را در فرآيند ارزشيابي نهايي و پيگيري مشخص كرده اند؟

طرح اين گونه سئوال ها اولاً, نوعي زمينه سازي و بسترسازي مفهومي براي مسئولان آموزشي است ثانياً, مسئولان آموزشي مذكور با فراهم كردن امكانات و منابع مناسب در جهت رفع نيازهاي شغلي و ايجاد توانمندي ها چه تمهيداتي را در پاسخ به سئوالهاي فوق به وجود آورده است؟
ضمناً اين نكته نيز قابل توجه است, راهبردهاي كلان مديريت آموزشي مركز كه با دورانديشي و تدبير در سه دهه فرهنگ سازي, حرفه اي كردن, و توسعه مديريت تا پايان برنامه سوم توسعه اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي كشور برنامه ريزي شده است, تمهيدات جديد را نياز دارد. در اين راستا مسئولان آموزشي و مدرسان در مراكز آموزش مديريت بايد از به كارگيري روش هاي آموزشي يكسويه و انتقال اطلاعات ذهني به صورت انتزاعي پرهيز كنند. روش هاي كاربردي, عملي, و مشاركتي در برنامه هاي آموزشي به گونه اي استفاده شود كه فراگيران در حل مسائل, بررسي موارد خاص, ايفاي نقش, و روش هاي ديداري, شنيداري و نوشتاري مشاركت داشته باشند تا هدفهاي رفتاري (دانش, بينش و توانش) تحقق يابد.
نگارنده, اين مقاله را به لحاظ اهميت و ضرورت موضوع در مديريت آموزشي به رشته تحرير در آورده است كه استفاده درست از روش هاي آموزشي مي تواند تغييرات رفتاري و قابليت هاي فراواني را در فراگيران به وجود آورد و نتايج حاصل از آن همان بهبود كيفيت, خلاقيت, نوآوري, بهره وري, بالندگي و پويايي مديريت در سازمان هاست.



 

ايجاد رقابت، همكاري گروهي، انجام پروژه هاي دسته جمعي و پذيرش مسئوليت در مدرسه توسط دانش آموزان، اعتماد به نفس آنان را افزايش خواهد داد، چرا كه در رقابتهاي سالم و جهت دار هر دانش آموزي با توجه به توانايي ها، استعدادها و ظرفيت وجودي خويش سعي مي كند موفقيت را نصيب خويش سازد و در اين فرآيند، زمينه شكوفايي استعدادها و اعتقاد به خود فراهم مي شود.
علاوه بر اين در فعاليتهاي گروهي هر فردي علاوه بر اينكه نقاط ضعف خود را كاهش مي دهد، سعي مي كند نقاط ضعف ديگران را نيز رفع نمايد.در فعاليت و رقابت گروهي اين حقيقت به وضوح نمايان مي شود كه افراد قوي هم ، مواضع ضربه پذير دارند ،بنا بر اين دليلي ندارد كه دانش آموزان ضعيف و متوسط توانائيهاي بالقوه خود را ناديده بگيرند معلمان با ايجاد چنين فضايي به نحوه مطلوب مي توانند اعتماد به نفس را در دانش آموزان خود پرورش دهند.

بر انگيختن حس كنجكـاوي:

يكي از رسالتهاي مهم آموزش و پرورش خلاق، برانگيختن حس كنجكاوي و نوجويي دانش آموزان نسبت به خويشتن، جهان هستي و جامعه است. معلم موفق بايد آرامش ذهني دانش آموزان را بر هم زند، در حقيقت «سيال سازي ذهن» دانش آموز يكي از وظايف معلمان انديشمند است. به عنوان سؤال مي توان از دانش آموز پرسيد كه اگر برخي از شرايط زندگي آنها تغيير كند، چه اثري بر آنها خواهد گذاشت؟ ويا اگر مي توانستيد ذهن مردم را بخوانيد و يا آينده راپيش بيني كنيد، يا اگر بال در مي آورديد و اگر درجه حرارت به صفر برسد و… چه اتفاقي مي افتاد؟
معلم بايد دائما عقايد كنوني دانش آموز را با مورد سؤال و ترديد قرار دهد، براي اين منظور، معلم بايستي پيوسته، دانش آموز را با شواهدي روبرو سازد كه با اطلاعات قبلي او در تعارض باشد. برانگيختن حس كنجكاوي و نوجويي باعث مي شود كه دانش آموزان از استعدادها و توانايي هاي نهفته و بالقوه خود استفاده نموده و آنها را در عالم خارج به فعليت برسانند.

تشويـق سخت كوشـي و پشت كـار:

اعتماد به نفس علاوه بر شرايط ذهني و رواني، شرايط عيني و بيروني هم دارد. يكي از شرايط مهم عيني، تلاش، پشتكار، سخت كوشي، نظم پايدار در ميدان عمل است. نوجوانان و جوانان بايد بياموزند كه اعتماد به نفس بدون تلاش و جديت صرفا روحيه اي ذهني است و در مقام عمل ارزش چنداني ندارد. فردي كه مي تواند سرمايه هاي عظيمي از استعدادها و خلاقيت در اختيار دارد، اما هيچكدام از اين استعدادهاي خدادادي را بكار نمي گيرد هيچ فرقي با يك انسان فاقد استعداد نمي كند. بايستي معلمان اين نكته مهم را به دانش آموزان بياموزند كه انسانهاي موفق خلاق و كارآمد در عرصه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، علمي، فرهنگي و ديني با تلاش و جديت به كمال و شكوفايي رسيده اند. بدين ترتيب دانش آموزان پي مي برند كه آفريده هاي مهم و اساسي، خلق الساعه شكل نگرفته اند، بلكه محصول كار سخت، پيگير، آزمون مداوم و استفاده درست از موفقيتهاي ديگران است.

خـود شكوفايـي:

يكي از وظايف بسيار مهم نظام آموزش جامعه، ايجاد خود شكوفايي در ذهن نوجوانان و جوانان است. خود شكوفايي را مي توان «بروز خود بعنوان يك شخصيت بي همتا دانست.» خود شكوفايي، نيازمند خود آگاهي است. مدارس، دبيرستان ها و دانشگاه ها بايد دانش آموزان و دانشجويان رانسبت به توانايي ها واستعدادشان آگاه سازند. آنان در آغاز تحصيل بايد اين حقيقت مهم را بدانند كه خود بي همتايي را مي سازند وآينده بي همتايي را هم خواهند داشت. همين كه دانش آموزان بالغ شد، بايد اساس بي همتا شدن را در او عميق و كامل كرد. او بايستي از همان سال اول مدرسه، به بي همتايي هر يك از اطرافيان خود نيز پي ببرد.
بدون اعتقاد به زيستن براي خود شكوفايي و ياري ديگران در شكوفا سازي خويش، تلاش براي پرداختن به خود، به نوعي انحطاط ناسالم خود پرستي منجر مي شود. خود خلاق براي شكوفايي درست، به خودهاي ديگر نيازمند است.
نكته ديگري كه به عنوان حسن ختام اين بخش از نوشته، مي توان مطرح نمود اين است كه تمامي مواردي كه شرحشان رفت، زماني مفيد فايده خواهند بود كه معلمان، دبيران، مربيان و اساتيد خودشان عملا آنها را دروني نموده و بدانها پايبند باشند. مربيان بايستي خلاق، مبتكر، كنجكاو، محقق، با اعتماد به نفس، سخت كوش و خود شكوفا باشند، در غير اينصورت رهنمودهاي تربيتي بلا اثر خواهند بود.

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٦

دکتر شکوهی

4

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن  ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴


گزارشي از مراسم بزرگداشت دكتر غلامحسين شكوهي در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي

عاشق معلمي بودم

محمد امين
انجمن آثار و مفاخر فرهنگي طي شش ماه اخير شاهد تجليل و گراميداشت دو تن از خادمان تعليم و تربيت كشور بود. در آبان ماه ۱۳۸۴ از محمد بهمن بيگي، بنيان گذار آموزش و پرورش عشايري تقدير به عمل آمد و ۳۱ ارديبهشت ماه ۱۳۸۵ دكتر غلامحسين شكوهي مورد تجليل قرار گرفت. دكتر شكوهي استاد و رئيس پيشين دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران نخستين وزير آموزش و پرورش پس از انقلاب و كسي است كه شصت سال از زندگي اش را صرف تدريس، پژوهش، تأليف، ترجمه و تربيت فرزندان اين مرز و بوم كرده است. در مراسم بزرگداشت دكتر شكوهي، تعداد زيادي از اساتيد رشته هاي روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه هاي مختلف و جمعي از مسئولين حضور داشتند. گزارش گروه فرهنگ و آموزش همشهري از اين مراسم را مي خوانيد.

شكوهي كيست؟
در مصاحبه اي كه ناهيد بني اقبال با دكتر شكوهي انجام داده و در كتاب زندگي نامه توسط انجمن آثار و مفاخر فرهنگي به چاپ رسيده به نكات جالبي اشاره شده است. دكتر شكوهي سال ۱۳۰۵ در روستاي خوسف بيرجند متولد شد. در مدرسه چهار كلاسه همان روستا آغاز به تحصيل كرد. شكوهي مي گويد: بعد از اين كه از كلاس چهارم دبستان در حقيقت فارغ التحصيل شدم! مرتب مي رفتم به مدرسه و در همان فضا مي گشتم يا در كلاس ها مي نشستم؛ چون مثل بقيه بچه ها بازي نمي كردم. اصلاً بازي كردن بلد نبودم!
بعد از يك سال وقفه در تحصيل به بيرجند رفته و دو سال باقيمانده آموزش ابتدايي را در دبستان هاي تدين و مدرسه ضميمه دانشسراي مقدماتي مي گذراند. در سال ۱۳۲۳ با رتبه ممتاز از اين دانشسرا فارغ التحصيل شده و به روستاي خود باز مي گردد، معلمي ايشان از همين جا آغاز مي شود. بعد از طي دوره سربازي، در دبيرستان هاي بيرجند به تدريس ادامه مي دهد، شكوهي كه عطش آموختن داشت سال ۱۳۳۳ به تهران مي آيد و در رشته ادبيات فارسي در دانشسراي عالي تحصيل خود را آغاز مي كند و دو سال بعد با رتبه ممتاز فارغ التحصيل مي شود .اين امتياز مجوز اعزام او به سوئيس را فراهم مي آورد. يكي از ثمرات دوران تحصيل شكوهي در دانشسراي عالي تهران ازدواج با خانم صغري سره است. در سال ۱۳۳۶ براي ادامه تحصيل به سوئيس مي رود؛ سفري كه نه تنها دستاورد آن مدرك دكتراي ايشان بود، بلكه فرصت درك محضر استاداني چون پياژه و روتران را فراهم كرد. سال ۱۳۴۰ در رشته علوم تربيتي از دانشگاه ژنو فارغ التحصيل مي شود. سال ۱۳۴۵ بعد از چند سال تدريس در دبيرستان هاي تهران، با عنوان استاديار به دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران منتقل مي شود؛ جايي كه علاوه بر ۲۷ سال تدريس موفق، سال هايي را نيز به كارهاي اجرايي از جمله مديريت گروه، معاونت و رياست دانشكده مي پردازد. در سال ۱۳۵۷ بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، به عنوان وزير آموزش و پرورش در كابينه مرحوم بازرگان حضور مي يابد اما ۶ ماه بعد استعفا مي دهد و به گفته خودش به كلاس برمي گردد.
دكتر شكوهي به علت ناراحتي ريوي و آلودگي هواي تهران به شهر زادگاه خود بازگشته و در دانشگاه هاي آن به تدريس مي پردازد. سال ۱۳۷۹ با رتبه ۲۶ استادي بازنشسته مي شود. افسردگي ناشي از فوت همسر موجب شد از تدريس و كارهاي پژوهشي دست بكشد و اينك در ۸۰ سالگي با آلام جسمي بي شمار روزگار مي گذراند.
مراسم بزرگداشت
مراسم بزرگداشت دكتر شكوهي در انجمن آثار و مفاخر فرهنگ با سخنان دكتر مهدي محقق ،رئيس انجمن آغاز شد. وي گفت: به ندرت يافت مي شود كه اهل علم، اهل امور اجرايي هم باشند. دكتر شكوهي از كساني است كه در پست هاي مديريتي هم با تدبير عمل كرده است و امروز ما از كسي تجليل مي كنيم كه ۶۰ سال به تعليم و تربيت كشور در ابعاد مختلف خدمت كرده است.
دكتر علي محمد كاردان عضو هيأت علمي دانشگاه تهران و عضو پيوسته فرهنگستان علوم كه خود نيز به عنوان مفاخر فرهنگي در خرداد ماه ۱۳۸۲ مورد تقدير قرار گرفته است سخنران بعدي بود. دكتر كاردان گفت: شكوهي رنج ها و مرارت هاي زيادي را تحمل كرده است .معرفي وجهه علمي وي نياز به توضيح ندارد و از نظر شخصيتي نيز، بيان زندگي پربار او در چند دقيقه امكان پذير نيست. بزرگترين كار انسان در زندگي خدمت به خلق است و معلمي بزرگترين خدمت به خلق است. دكتر شكوهي نمونه معلم واقعي است. اگر دكتر شكوهي و يكي دو نفر از استادان نبودند اولين دانشكده علوم تربيتي ايران به درستي شكل نمي گرفت. بعد از شعرسرايي احمد فرزانه، دكتر عباس حري عضو هيأت علمي دانشگاه تهران به سخنراني پرداخت. او گفت معلمي يك مثلث دارد: علم، عشق و ارتباط؛ اين مثلث در دكتر شكوهي در حد اعلا بود. حري به بيان نمونه هايي از انديشه هاي تربيتي دكتر شكوهي پرداخت. در كتاب روش آموختن حساب و هندسه، دكتر شكوهي تأكيد مي كند كه رياضي بايد با ساير دروس پيوند بخورد. در واقع نظر ايشان اين بوده كه بايد همه دروس به صورت همگن در اختيار اهداف تربيتي جامعه باشند.
دكتر ناهيد نبي اقبال رئيس كتابخانه فرهنگستان زبان و ادب فارسي و همشهري دكتر شكوهي به بيان مقدمات و مراحل برگزاري مراسم بزرگداشت پرداخته و تأكيد كرد كه امثال دكتر شكوهي نيازمند بزرگداشت نيستند بلكه اين جوانان هستند كه به آشنايي با الگوها براي رسيدن به خودباوري، نياز دارند.
دكتر مرتضي نصفت عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، پايان نامه هاي دوره هاي ليسانس و دكتراي دكتر شكوهي را نمونه هايي برجسته از نگرش و انديشه علمي وي توصيف كرد. پايان نامه دوران ليسانس به شاعري گمنام «محمدبن حسام» اختصاص دارد. شكوهي در پاسخ دكتر ذبيح ا...صفا استاد راهنماي پايان نامه كه مي پرسد: سبب اين انتخاب چه بوده است؟ نوشته اي دارد كه بسيار جالب است. قسمتي از اين نوشته چنين است: «مادرم هر روز عصر چون از كارهاي خانه فارغ مي شد دست مرا مي گرفت و از راه با صفايي به محل دفن محمد بن حسام مي برد. رفت و آمد ما ساعتي طول مي كشيد. من از اين ساعت شبانه روز بيشتر از بقيه ساعات لذت مي برم.» و به اين ترتيب شكوهي توضيح مي دهد كه چگونه علايق ۷ سال اول زندگي اش به محمدبن حسام و تحصيل و تدريس در مدرسه اي كه به نام او بوده، باعث كنجكاوي اش شده است. نكته مهم تر آن است كه دكتر ذبيح ا... صفا در كتاب خود كه ۱۱۲ نفر از شاعران نامي را معرفي كرده محمد بن حسام را نيز در اين جمع آورده است. دكتر نوش آفرين انصاري عضو هيأت علمي دانشگاه تهران نيز به بيان چند خاطره كوچك پرداخت. او از زماني سخن گفت كه دكتر شكوهي مسئول اجراي يك آزمون اختصاصي كتابداري بوده و شب را كنار سوال ها مي خوابد تا نشان دهد كه تا چه حد احساس مسئوليت مي كند. دكتر شكوهي به فرانسه مسلط بوده ولي انگليسي نمي دانست. زماني كه مي خواهد به آمريكا برود با پشتكاري مثال زدني در عرض دو ماه انگليسي را فرا مي گيرد.
و بالاخره نوبت به دكتر غلامحسين شكوهي مي رسد. ابتدا لوح هاي تقدير و هدايا اعطا مي شود، از طرف: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، وزير آموزش و پرورش، فرهنگستان علوم، انجمن خيريه بيرجندي هاي مقيم تهران، دانشگاه بيرجند، انتشارات دانشگاه تهران، انجمن مطالعات برنامه درسي ايران، دانشگاه تربيت معلم، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران، سازمان سما و...
علت توفيق و شكست تحصيلي
دكترشكوهي هم چنان كه به سختي از پله هاي انجمن بالا آمده است به سختي پشت تريبون مستقر مي شود. استاد به زحمت و بريده بريده سخن مي گويد اما دوست دارد به هر نحو ممكن حرف دلش را بزند.
متشكرم از آنچه در اينجا گفته شد، خدا كند كه مشمول بخشي از اين گفته ها باشم. من عاشق معلمي بودم، من ۸۰ سال زندگي كرده ام و ۵۷ سال معلم بوده ام و هرگز پشيمان نشدم. هرگز آرزوي فلان سمت و رياست را نكردم. يك بار هم تقدير مرا به كاري كشاند [منظور وزارت است] كه ۶ ماه بعد ول كردم و به كلاس برگشتم. يك خاطره بگويم. من در حدود دهه ۴۰ رئيس اداره ارزشيابي بودم. اين سوال پيش آمد كه چرا بچه هاي دبستاني مردود مي شوند. طرحي تهيه كرديم و در آن ۳۳۹ دانش آموز مردودي را با تعداد مساوي دانش آموز موفق كلاس برتر مورد مقايسه قرار داديم. با متغيرهايي به بررسي موضوع پرداختيم. از مهم ترين نتايج اين بود كه بچه هاي يتيم بيشتر شكست مي خورند و بيشتر مردود مي شوند. در دبستان آنهايي كه از مادر يتيم مي شوند مردودي بيشتري دارند. خانواده هايي كه در آنها بين پدر و مادر اختلاف وجود دارد زمينه هاي شكست فرزندشان را فراهم مي كنند. «پدر و مادر مرده باشند بهتر از آن است كه با هم اختلاف داشته باشند» [شكوهي چنان از عمق وجود اين جمله ها را بيان مي كند كه هم تأثر حضار را برمي انگيزد و هم به شدت مورد تشويق قرار مي گيرد] اميدوارم هيچكدام از شما از وضعيت خانوادگي ناراضي نباشيد ولي اگر مشكل هم داشتيد فراموش نكنيد كه مادر بزرگترين ركن تربيت است و پدر مهمترين نقش را دارد. اختلافات اين دو اركان شخصيت كودك را متزلزل مي كند. سازگاري زن و شوهر سود مضاعف دارد؛ هم آنها از زندگي بيشتر لذت مي برند و هم سلامت رواني بچه ها حفظ مي شود. تجربه هاي من بي پايان است و اگر عمري باقي باشد[و اي كاش باقي باشد] آنها را خواهم نوشت ولي مهمترين پيام من اين است كه سعي كنيد محيط خانواده را گرم نگهداريد.
مربي واقعي
جالب و عجيب است كه انساني چون دكتر شكوهي در موقعيتي چنين و بين گروهي استاد و تحصيلكرده، به جاي آنكه از ضرورت دانش اندوزي، آموزش و پرورش، روش هاي مديريتي و غيره سخن بگويد بر جايگاه خانواده تأكيد مي كند. آيا اين انسان يك مربي واقعي نيست؟ استاد انگشت بر نكته اي مي گذارد كه همه مربيان و بزرگان علوم تربيتي بر آن صحه گذاشته اند. به راستي اگر محيط خانواده سالم باشد امور ديگر اصلاح نخواهد شد؟
شكوهي ۸-۷ دقيقه بيشتر سخن نگفت ولي در همين چند دقيقه به قدري عالمانه و سنجيده حرف زد كه فكر مي كنم تأثير آن از مطالعه چندين كتاب تربيتي بيشتر بود. تشويق هاي مكرر و طولاني حضار نشان مي داد: سخن كز دل برآيد لاجرم به دل نشيند. اشك خيلي ها درآمده بود. شكوهي نه تنها معلمي عاشق، بلكه يك مربي آگاه و صاحب نظر است و مي داند چه بگويد و چه نكته اي را مورد تأكيد قرار دهد.
به راستي استاداني چون دكتر شكوهي در نظام تربيتي كشور چه جايگاهي دارند؟ چرا از ديدگاه هاي اينان استفاده نمي شود؟ چرا نگرش اجرايي به مسائل آموزش و پرورش و مهمتر از آن نظام فرهنگي و تربيتي باعث مي شود كه همه چيز در دايره اي بسته مورد تحليل قرار گيرد و نتايج چنين تحليل هايي، تصميم هايي ناقص و نادرست باشد؟
خادمان تعليم و تربيت
بزرگان، انديشمندان، صاحبنظران و خادمان تعليم و تربيت ايران كيستند و كجايند؟ انديشه هاي آنان كجا و چگونه مورد توجه قرار مي گيرد و نظام تربيتي ما تا چه حد از اين انديشه ها تأثير مي پذيرد؟
يكي از بخش هاي آموزش و پرورش، ستاد تكريم مقام معلم است. اين ستاد هر ساله طي مراسمي به معلمان نمونه كشوري هدايايي اهدا مي كند و طي سال هم طبق رويه معمول، وقت مي گذراند. بگذريم از اينكه روال انتخاب معلمان نمونه، هنجاري است و در اين وضعيت، امتيازها هستند كه حرف اول را مي زنند و نه لياقت و شايستگي واقعي.
به اين ترتيب، طبق وظيفه اي اداري و البته صرفاً به مناسبت روز معلم، در مسيري هنجاري و مقايسه اي، عده اي انتخاب مي شوند، جايزه مي گيرند و چند روز هم مورد توجه واقع مي شوند. اما در آموزش و پرورش چه كسي دنبال معلمان شايسته مي رود؟
آموزش و پرورش كدام قابليت ها را كشف مي كند؟ و كدام يك از معلماني كه توفيق هايي در بيرون دارند در آموزش و پرورش ارج و قرب دارند؟
در سطحي ديگر، استادان و بزرگان تعليم و تربيت نيز مورد بي توجهي و يا حداقل كم توجهي قرار مي گيرند. بزرگاني مثل شكوهي، كاردان، شعاري نژاد و سيف كه عمر خود را با تدريس، تأليف، ترجمه و پژوهش صرف تعليم و تربيت كشور كرده اند تا چه حد به حساب مي آيند؟
آموزش و پرورش براي استادان و خادمان بزرگ تعليم و تربيت، كدام بزرگداشت ها و يادبودها را برگزار كرده است؟ آيا اين خود نشانه بي تفاوتي و غفلت آموزش و پرورش در شناسايي و جذب انديشه ها نيست؟ آيا هسته مركزي مديريت آموزش و پرورش به انديشه هاي بزرگان تعليم و تربيت اجازه ورود مي دهد؟
اين پيشنهاد را چند جا ارائه كرده ام و اينجا هم تكرار مي كنم كه بايد خادمان تعليم و تربيت شناسايي شده و مورد تكريم و تجليل قرار گيرند. كساني كه با تدريس، تأليف و پژوهش، به نوعي نقشي در تعليم و تربيت كشور داشته اند بايد ارج و قربي بسيار بيشتر از اين داشته باشند كه هرازچندگاهي به صورت تصادفي مورد توجه و تجليل قرار گيرند.
اگر آموزش و پرورش و آموزش عالي متوليان رسمي نظام آموزشي هستند، خادمان تعليم و تربيت نه به لحاظ اداري و اجرايي، بلكه با انديشه ها و ديدگاه هايشان تأثيرگذار بوده اند. اين وظيفه آموزش و پرورش است كه با برگزاري مراسم بزرگداشت براي بزرگان و خادمان تعليم و تربيت، مراتب قدرشناسي خود را نشان دهد.
بهتر اين بود كه...
مراسم بزرگداشت دكتر شكوهي در نوع خود كاري ارزشمند و به جا بود، اما ضعف ها و نقايصي هم داشت، از جمله:
۱-بهتر بود با عنايت به رشته و وجهه دكتر شكوهي، سخنرانان از گروه علوم تربيتي انتخاب مي شدند تا بتوانند وجوه علمي وي را بيشتر بشناسانند. اگرچه ديدگاه هاي چندگانه محاسني دارد اما در مراسمي اين چنين باعث عدم انسجام مباحث مي شود. مراسم بزرگداشت محمد بهمن بيگي منسجم تر و قابل قبول تر برگزار شد اما به نظر مي رسد در مراسم بزرگداشت دكتر شكوهي كمتر به انسجام مجموعه بحث ها توجه شده بود.
۲- دو نفر براي دكتر شكوهي شعر خواندند. شعر اول اگرچه بد نبود ولي پيام خاصي نداشت. اما شعر دوم، سراسر آكنده از بزرگ نمايي و غلو بود و با توجه به شخصيت علمي و اخلاقي دكتر شكوهي، به نوعي كم لطفي در حق ايشان محسوب مي شد. البته چنين رفتارهايي در فرهنگ ما چندان عجيب نيست و متأسفانه رواجي گسترده دارد.
۳- دير شروع شدن مراسم، عدم رعايت وقت مقرر توسط سخنرانان، بيان نكات مفصل اجرايي از نحوه برپايي مراسم كه اولاً مي تواند خلاصه تر بيان شود و ثانياً شنيدن آنها در يك جمع علمي ضرورتي ندارد، از مواردي بودند كه متأسفانه بازهم نمونه آنها در برنامه هايي از اين قبيل هميشه وجود دارد و اينجا هم وجود داشت. از انجمن آثار و مفاخر فرهنگي انتظار مي رود كه در بزرگداشت ها، استادان و بزرگان روانشناسي و علوم تربيتي هم مورد توجه قرار گيرند. از ۷۱ مراسم بزرگداشت فقط دو سه نفر به صورت مستقيم با آموزش و پرورش به طور خاص و علوم تربيتي به طور عام، مرتبط بود ه اند. افرادي هم بوده اند كه با علوم تربيتي ارتباطي داشته اند اما دليل بزرگداشت آنها حوزه ديگري بوده است.
به نقل از روزنامه همشهري ٩/٣/١٣٨٥

 

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٥

وضعيت آموزش و پرورش

5

  

وب سایت مهندس جمشید مختاری

( دبیر فیزیک ناحیه ۳ اصفهان )

تلفن ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

 
 

مقاله ی حاضر در اردیبهشت سال ۱۳۸۳رتبه اول فراخوان مقاله در استان اصفهان را به دست آورد . در کتاب آیین فرزانگی از انتشارات سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان چاپ شده است .

مقدمه:وقتي با موضوع مقاله آيا در آينده رايانه جاي معلم را مي گيرد؟ مواجه مي شوي بلافاصله امكان دارد با يك كلمه نه يا آري جوابي به سئوال داد ولي براي بررسي دقيق موضوع لازم است مسائل مختلف را به بحث گذاشت. ولي بايد كه به مقام و منزلت معلم در ارتباط با رايانه بيشتر توجه نشان داده شود.

در هر صورت جاي تشكر دارد كه شاهد بروز زمينه هاي جديد بحث در آموزش و پرورش هستيم . همه از فناوري اطلاعات مي گويند و گاهي هم خود را خلع سلاح شده مي يابند و بايد كه در اين راستا معلم مقام و منزلت خود را فراموش نكند، باشد كه چنين شود.

 

  چكيده:آنچه كه در اين مقاله سعي به بررسي آن داريم مسأله جايگزيني رايانه به جاي معلم است . براي بررسي موضوع ابتدا سعي كرده ايم نگاهي كوتاه و گذرا به موضوع وسايل ارتباط جمعي داشته باشيم. در ادامه با بررسي موضوع دهكده جهاني مك لوهان جايگاه رايانه را در اين ميان مشخص ترخواهيم كرد. سپس با توجه به فناوري اطلاعات جهت گيري يادگيري در آينده جامعه بررسي كه در نهايت به موضوع توسعه و ضرورت اصلاح در آموزش و پرورش مي رسيم. سپس مشخصات يك معلم كار آمد را توضيح خواهيم داد كه در آن ميان بر مسأله يادگيري مداوم معلم و شاگرد تاكيد داريم . و از آنجا كه همه فعاليتها به موضوع داشتن ديدگاه مشخص در رابطه با تعليم و تربيت مي رسيم كه در جاي خود بحث مهمي است و لازم مي شود كه معلم ديدگاه مشخصي در ارتباط با فلسفه تعليم و تربيت پيدا كند.

تكنولوژي به هر حال دارد كليه ی جوانب زندگي ما را در بر مي گيرد و لازم است به شكلي در خدمت معلم در آيد كه چالشها و چشم اندازهاي خاصي را به وجود مي آورد كه از آن جمله ورود رايانه به آموزش و پرورش و هدف از ICT در آموزش و پرورش را دقيقاً بررسي خواهيم كرد . و از آنجا كه نمي توانيم فارغ از تجارب ديگران باشيم ، تجربه ی سه كشور را در رابطه با ورود رايانه به تعليم و تربيت آنها بررسي خواهيم كرد . سپس براي جلوگيري از خطاي ديگران هنگام ورود رايانه به محيط هاي آموزشي موضوعات و مسائل مربوط به آن را توضيح خواهيم داد.

از آنجا كه وبلاگ كاربردي خاص در تعليم و تربيت دارد و مي تواند به سادگي در خدمت آموزش قرار گيرد لذا نگاهي دقيق  به وبلاگ و مسائل تخصصي آن خواهيم داشت . سپس نگراني هاي موجود در ارتباط با ورود فناوري ، اينترنت و رايانه در تعليم و تربيت را به بحث گذاشته و مسائل مختلف آنرا به چالش خواهيم كشيد . در پايان پس از يك نتيجه گيري كلي پيشنهاداتي به نظر مي رسد كه ارائه خواهد شد.

وسيله ارتباط جمعي چيست؟اصطلاح وسايل ارتباط جمعي از سوي شوراي مذهبي واتيكان روم در چهارم دسامبر 1963 ، به جاي اصطلاح مشترك براي روزنامه ها، مجله ها، راديو، تلويزيون و سينما به كار مي رود (جام جم 776-ص5) البته بايد توجه داشت كه عليرغم ارائه تعريف مذكور براي وسايل ارتباط جمعي ، هنوز روي نوع آن بين صاحب نظران اختلاف است. منظور آن دسته از وسايل ارتباطي است كه در تمدنهاي جديد به وجود آمده است و ويژگي اصلي آنان قدرت و توانايي زياد و شعاع عمل وسيع است . بنابراين هيچ ترديد نيست كه شبكه راديويي و تلويزيوني را بايد در اين رديف قرار دهيم . سينما را هم مي توان به سادگي در همين رده قرار داد ، هر چند كه اين وسيله تنها گروههاي محدودي را در بر مي گيرد كه در مكانها و سالنهاي گوناگون پراكنده اند.(كازنو، 1372، ص4)

با توجه به پيشرفت تكنولوژي تنوع بسياري در وسايل ارتباط جمعي را شاهد هستيم كه علماي ارتباطات هنوز نتوانسته اند مرز دقيقي براي آنها تهيه نمايند . ماهواره ، تلفن و به خصوص تلفن همراه، رايانه و Cd و ديسكتها و در نهايت شبكه اينترنت از جمله اين موارد هستند. وسايل ارتباطي بسيارند، هر آنچه موجبات تسهيل در ارتباط انسانها شود، بدين نام خوانده مي شود . از زبان گرفته تا راديو، تلويزيون، مطبوعات، تئاتر، سينما و (ساروخاني، 1380، ص137)

از همه مهمتر كتابهاي درسي ما بهترين وسيله ارتباط جمعي است كه با دقت در انتخاب محتوا، مي توان بهترين ارزشها را انتقال داد . حتي جلد دفتر دانش آموز، عروسك و اسباب بازي كه او استفاده مي كند به نوعي تحت تأثير پيامي قرار مي گيرد كه كاركرد و تاثير گذاري بي حد دارد. 

دهكده ی جهاني:وقتي صحبت از وسايل ارتباط جمعي مي شود، نبايد نقش بي چون و چراي آنها را در شكل دهي زندگي اجتماعي انسان از نظر دور داشت.كافي است كوچكترين خبري درگوشه اي از دهكده جهاني ، اتفاق بيفتد تا بلافاصله عكس و خبر آن شبك هاي مختلف تلويزيوني، صفحات روزنامه ها و حتي در شكل جديد سايتها و وبلاگها را پر سازد و صداي آن گوش فلك را پر كند.

مك لوهان دنياي امروز را دنياي كتاب نمي داند . دنياي كتاب كه به نظر او با اختراع صنعت چاپ و به وسيله گوتنبرگ آغاز گرديد،فقط چهار سال ادامه داشت و گسترش وسايل ارتباط جمعي بر آن خاتمه بخشيد(رشيدپور، 1352،ص17).

در واقع وسايل نوشتاري و به خصوص كتاب نمي تواند كاركرد ديگر وسايل را در دهكده جهاني مطرح شده از طرف مك لوهان را داشته باشد.

زماني كه مك لوهان نظريه دهكده جهاني نو را مطرح كرد دانشمندان زيادي حتي در كشورهاي پيشرفته صنعتي غرب با ديده شك و ترديد به آن نگاه مي كردند و حتي او را ديوانه مي پنداشتند.او مي گويد« تمام وسايل ارتباط جمعي بر ما نفوذ دارند و روي ما كار مي كنند.نتايج تاثير آنها جهات شخصي، سياسي، اقتصادي، زيبايي شناسي، رواني، اخلاقي، قومي و اجتماعي آنچنان شديد است كه هيچ گوشه اي از وجود فيزيكي و روحاني ما را دست نخورده و به حال خود رها نمي كند(همان منبع،ص29).

پيامها آهسته و پيوسته مي آيند. از فرط تكرار كم كم باورمان مي شود كه آن چيز جزء زندگي و فرهنگ ما بوده است. بعداً آنچه در اين ميان فراموش مي شود و شايد هم اقبال عمومي و موسسات علمي را به درستي به خود جلب نكرده، نقش و تاثير وسايل ارتباط جمعي در عصر و دوره حاضر كه صرفنظر از پيام و يا محتواي خود، هر يك به گونه اي در خصوصيات اجتماعي و مهمتر از آن رواني فرد فرد مردم اين قرن اثرات قابل ملاحظه اي به جاي گذاشته اند (همان منبع،ص14).

با دقت در زمان انتشار گفته هاي پروفسور مك لوهان متوجه فاصله زماني حساسيت روي نظريات وي تا واقعيات مي شويم. وقتي گفته هاي او منتشر شد غرب ابتدا اقبالي به حرفهاي او نشان نداد . در ايران نيز در حدود سي سال پيش وسايل ارتباط جمعي چنين گسترده نبود.حتي به دليل باورهاي عميق مذهبي، اكثر خانواده ها راديو و تلويزيون نداشتند. پس از انقلاب اسلامي از يك طرف تلويزيون در خانه ها حضوري بسيار گسترده پيدا كرد و از سوي ديگر نبايد به دلايل زيادي تلويزيون تنها سرگرمي اوقات فراغت خانه ها شد. شبكه هاي متعدد برنامه هاي زيادي را به روي آنتن بردند، تاثير بر كودكان و نوجوانان بيش از حد شد، آن وقت تازه حساسيتها در ايران با يك فاصله زماني آغاز شد.

در ارتباط با رايانه هم به اينگونه عمل شده است. رايانه ها به مدارس و خانه ها راه باز كرده اند برخي به آن به عنوان مد روز نگاه مي كنند و بلاخره دكور اتاق را كامل مي كند . تعدادي از آن براي بازي كامپيوتري و تماشاي Cd استفاده مي كنند و برخي ديگر با استفاده از اينتر نت وارد دنياي ديگر مي شوند كه اين دنياي جديد مشكلات خاص خود را دارد .تعدادي در ان ولگردي مي كنند و آنچه ديگر بين بچه ها دارد رد و بدل مي شود آدرس سايت است كه معمولاً سايت هاي مشكل دار هم مي باشند . سايتهايي كه فيلتر گذاشته اند ولي در سايت ديگر آدرس فيلتر شكن را داده اند و در هر صورت اين هم مشكلي است كه به مجموعه مشكلات فرهنگي اضافه شده و در كنج خانه ها هم قرار دارد و با يك خط تلفن تمام

جهت گيري يادگيري در آينده: وقتي صحبت از يادگيري و آموزش به ميان مي آيد بلافاصله كلاسي متشكل از چندين صندلي و يك تخته سياه در نظرها مجسم مي شود كه معلمي پشت به تخته سياه در حال صحبت براي عده اي دانش آموز است و دانش آموز در سكوت كامل و بي حركت به حرفهاي او گوش مي دهند.

لطفاً دو باره قسمت آخر جمله اخير را تكرار كنيد! در سكوت كامل و بي حركت!! گويي اگر دانش آموز سئوالي بپرسد كه در سطح كلاس نباشد و يا حركتي انجام دهد كه مانع از رخ دادن يادگيري شود همه چيز به هم مي ريزد و يادگيري رخ نمي دهد . سكوتي كامل و بي حركت حالتي كاملاً پسيو و انفعالي براي طي مسيري كه بايد گام به گام پاس شود تا سر انجام دانايي در قالب مدركي به نام گواهي تحصيلي به دانش آموزان اعطا گردد( www -1).

با پيدايش فناوري هاي جديد در عصري كه به دوران طلايي اطلاعات معروف شده و ارتباطات به ياري ابزارهاي جديد، شكل تازه اي به خود گرفته و بسيار گسترده تر شده است، بي شك مقوله تعليم و تربيت و يادگيري نيز دستخوش تغييرات عمده و عديده اي قرار گرفته است. به گونه اي كه ديگر روشهاي سنتي در بسياري از جوامع پيشرفته و حتي در حال توسعه، كارآمد، پاسخگو و نتيجه بخش نيست(كارگر ايراني، 114).

ولي متاسفانه با بررسي وضعيت فعلي آموزش در ايران متوجه مي شويم كه به هر حال هنوز بيراهه هاي فراواني است كه آموزش و پرورش در آن گرفتار آمده است. در دوره آموزش عمومي آمده ايم و بحث مربوط به ارزشيابي مستمر و آزمونهاي عملكردي را مطرح كرده ايم ولي آيا اين مباحث براي كليه نهادينه شده است واز طرف ديگر آنها تا چه حد در دوره هاي بعد آموزشي ادامه مي يابند. دانش آموزان با هر ميزان سواد و هر مقدار كه بر فعاليتهاي عملكردي تسلط داشته باشد و حتي در هر رشته اي اعم از انساني يا فني كه علاقه مند به ادامه تحصيل باشد در چالشي به نام كنكور گرفتار مي شود . غولي كه همه را به مبارزه مي طلبد و برنامه ريزان هم به طور كلي نمي توانند به آينده توجه داشته باشند چرا كه همه بايد به عملكرد و فعاليتهاي عملي را كنار بگذارند و دانش بياموزند، تست بخوانند، تست زدن ياد بگيرند و در نهايت اين صرفاً دانش آموز است كه امتحان گرفته مي شود و در اين ميان آنچه مورد توجه قرار نمي گيرد همان آزمونها و فعاليتهاي عملكردي است.

توسعه و ضرورت اصلاح: امروزه، تقريباً تمام كساني كه به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات هستند در همه جاي دنيا از آموزش و پرورش شروع مي كنند، چه، توجه به اصل تعليم و تربيت و تلاش در راه آن مي تواند امر توسعه را پيش ببرد و با مسير جهان هماهنگ كند. روي كردهاي بر آمده از عصر جديد ارتباطات و فناوري ها در تعليم وتربيت از جمله ديدگاه حداكثري مبتني بر خود يادگيري، چگونه يادگيري(فرا شناخت)، يادگيري فرآيند مدار و مستقل، موجب حركت تدريجي در باز تعريف مفاهيم اساسي تعليم و تربيت شده است . سواد، علم، تدريس، معلم، شاگرد، محتواي درسي و مدرسه در حال احراز تعاريف جديد هستند.(2-www)

بايد باور كنيم كه آموزش و پرورش ديگر معنا و مفهوم ديگري پيدا كرده است. ارتباطات جهاني كه در پرتو فناوري هاي جديد شكل گرفته ، منابع مختلف دانش براي افراد را فراهم ساخته و بدين ترتيب يادگيري از كلاس درس و مدرسه و خانواده خارج شده است و گستره آن را به سطح شهر، جامعه و جهان توسعه داده است . دانش آموزان در بمباران تبليغات انواع رسانه ها گرفتار آمده و گويا در اين ميان آنكه تربيت نمي كند آموزش و پروش است .همه از كودك و جوان مي گويند و همه هم قصد دارند او را براي آينده تربيت كنند ولي هر كس هم راه خود را مي رود و متاسفانه در اين ميان آنچه باقي مي ماند مخروبه اي است كه آموزش و پرورش بايد ابتدا آبادش كند بعد اگر فرصت داشت متكفل تربيت او هم مي شود .

در حالي كه دانش آموزان ما هنوز، اغلب در كلاسهايي درس مي خوانند كه بيشتر مطالب به صورت سنتي و در قالب سخنراني تدريس مي شوند و دانش آموز در جريان يادگيري، فعالانه به كار گرفته نمي شود . در اين شيوه، معلم سعي مي كند كه با زحمت و تلاش بسيار، مفاهيم اندوخته شده در ذهن خود و يا كتاب درسي را به گونه اي به دانش آموان تفهيم و يا تلقين كند . در حالي كه براي تربيت صحيح و ساختن شخصيت دانش آموزان به عنوان يك انسان مفيد ، كارآمد و اثر بخش، مي بايد با دركي صحيح نسبت به اهميت ارتباط معلم و شاگرد، اين رابطه را در قالب يك تعامل دوسويه توسعه داده و از آن به نحو مطلوبي بهره برداري كنيم، امروزه توجه به رشد روز افزون كميت دانش بشري ما را وادار به تجهيز دانش آموزان به دانش و مهرتهايي مي كند كه هميشه در همه جا به كار آنان بيايد . امري كه صرفاً با به كار گيري شيوه هاي نوين تدريس امكان پذير است(راصد، 1381،ص2).

تا وقتي كه شيوه هاي نوين تدريس توسط معلمين پذيرفته و اجرا نشود صحبت از ورود رايانه به كلاسها و مدارس كاري بهوده است. چه اگر رايانه به مجموعه وسايل مدرسه و دفتر اضافه شود و حتي با خريد رايانه هاي متعدد شبكه اي هم در آموزشگاه ايجاد شود ولي معلمين به طور كلي ندانند كه چه كنند تمام فعاليتها و هزينه ها راه به اشتباه برده اند.

وقتي ديگر تاكيد آموزش و پرورش بر انتقال دانش نبود، نقش مدرسه تفاوت بسياري خواهد كرد. معلم ديگر انتقال دهنده حرف اطلاعات به دانش آموزان نخواهد بود . آموزش و پرورش به جاي پرداحتن به به مواد درسي به كل انسان مي پردازد. و به تمام ابعاد زندگي او توجه  مي كند، وعلم در نظام جديد آموزش و پرورش در مقام ياور در بالندگي انسان ، ايفاي نقش مي كند نه انتقال دهنده اطلاعات. شاگرد پرسشگر و فعال است نه شنونده اي منفعل و پذيرا. امروزه، با دسترسي فراگيرندگان به اينترنت و گذرگاههاي گوناگون كسب اطلاعات و بالطبع تاثير پذيري از فرهنگ جهاني و غير بومي، اقتدار علمي معلم رفته رفته رنگ مي بازد. از همين روست كه آموزش و پرورش ناگزير است كاركردهاي نو را متناسب با روح زمانه براي خويش بر گزيند. گزينشي و دست يابي به رويكردهاي نو مستلزم نگاهي نو به نظام آموزش و پرورش است. نگرشي نو در ابعاد و محورهاي گوناگوني چون تعاريف، اصول، اهداف، ساختار، محتوا، مديريت و منابع انساني در كشور ما نيز تغييرات و نگرشهاي بر آمده از تحولات عصر كنوني نياز ها و انتظارات جديدي را از آموزش و پرورش شكل مي دهد.

اگر خود را در محدوده آنچه هستيم واقع بينانه ببينيم، متوجه خواهيم شد كه آموزش و پرورش كنوني ما نه تامين كننده ديروزمان بوده و نه بر آورنده توقعات بر حق امروزمان. رفاه سنجي در جهان امروز نتيجه آموزش و پرورش پوياي كساني است كه با توجه به نيازهاي زمان و گريز از تعصبات ناروا خود را مسئول بهزيستي انسانها مي دانند و در سخت ترين شرايط به دنبال بهروزي همگانند. بايد گفت اختراعات شگفت انگيز و اميدواري هاي روز افزون، الهام گرفته از انديشه كساني است كه همگان را وامدار خود كرده است و ما همچنان منفعلانه چشم به راه آنان هستيم تا بي آنكه سهمي در اين دستاوردها داشته باشيم برداشت كننده دست دومي از پديده هاي رفاهي و اختراعي ديگران با هزينه هاي سر سام آور باشيم(2-www)

معلم كار آمد: همه معلمي را شغل مهمي معرفي مي كنند و مهمتر از محتوا و حتي برنامه درسي كسي است كه قصد ارائه محتوا را دارد. آيا همه معلمان با هوش و كارآمد هستند؟ آيامي توان ملاك هايي براي شايستگي يك معلم تصور كرد؟ يا اينكه معلمان همگي يكسانند و ملاك مشخصي براي شايستگي يكي بر ديگري وجود ندارد؟ آيا ذاتاً برخي از افراد معلم به دنيا مي آيند يا معلمي حرفه اي است كه بعضي ها آن را بهتر ياد مي گيرند؟ اين سئوالات، مطالب مهم و حياطي مي باشند كه مي بايست به آنها پاسخ هاي دقيق داد. به طور كلي تحقيقات اخير نشان داده كه هوش و شخصيت معلم در مقايسه با توان علمي و كاربردي او در كلاس درس از اهميت كمتري بر خوردار است.

به عقيده مك دانلد معلمان خوب قادرند يادگيري دانش آموزان را افزايش داده و از طريق پاداش دادن به دانش آموزان و دادن امكانات بيشتر براي آموختن، سطح انگيزه آنان را بالا ببرند. به عقيده ونينگ وگلاور، در كنار نقش هاي مورد نظر، معلمان خوب كه از آنها به نام معلم كار آمد نام مي بريم، قادرند قدرت تفكر دانش آموزان را پرورش داده، رشد او را تسهيل سازند و به خوبي از عهده كلاس بر آيند . به منظور بررسي ويژگي هاي مورد نظر شايد صلاح باشد آنها را با تعمق بيشتري بنگريم زيرا چنانچه مونتانا تصريح نموده عليرغم پژوهشهاي انجام شده در خصوص ويژگي هاي معلمان كار آمد و موفق، هنوز يافته ها و اطلاعات اندكي موجوداست . اين مسأله البته تعجب آور نيست زيرا عوامل زيادي در بيرون از معلم وجود دارند كه وضعيت را پيچيده مي سازند ، مانند : سن، توانايي و زمينه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، دانش آموزان ، موضوع تدريس، محيط مدرسه و به عقيده مونتانا آنچه براي يك معلم به صورت مجموعه اي از شرايط عمل مي كند مي تواند براي معلم ديگر يا همان در شرايط ديگر كارايي نداشته باشد(همشهري،9/9/78،ص89).

ولي در هر صورت مشخصه هايي به شرح ذيل براي يك معلم كارآمد ذكر كرده اند.

1ـ توانايي جذب دانش آموزان و دانشجويان2ـ پرورش مهارتهاي فكري3ـ يادگيري و ارزيابي آن 4ـ يادگيري مداوم5ـ اداره كلاس6ـ رفتارهاي كلاسي شامل انعطاف پذيري در روش، اشتياق در كار و

با دقت در مشخصات فوق ذكر به مواردي مي رسيم كه لازمه جامعه امروز است . شايد بتوان هدف تعليم و تربيت را پرورش قوه تفكر دانش اموزان دانست و چون يادگيري معنادار ، به ويژه براي رشد قواي فكري دانش آموزان با اهميت مي باشد، معلمان موفق مي توانند فعاليتهاي آموزشي را معنا دار سازند . بدين منظور يك معلم كارآمد يادگيري جديد دانش آموزان را طوري هدايت مي كند كه با دانش قبلي آنها همساني داشته باشد تا دانش آموزان بتوانند دانش جديد را به نحوي منطقي در حافظه خود سازمان دهند . زيرا يادگيري مداوم محتاج سازماندهي منطقي مطالب با يكديگر است(همان منبع).

براي رسيدن به هدف فوق معلم كار آمد نمي تواند به تكنولوژي و فناوريهاي جديد پشت كند. با يادگيري مداوم است كه معلم مي تواند به افقهاي جديد در آموزش توجه كند . متاسفانه تعداد زيادي از معلمين همزمان با شروع تدريس، يادگيري خود را متوقف مي كنند و به  جزوه هايي كه روزگاري نوشته اند قناعت مي كنند در حالي كه جهان در حال تغيير به سرعت از كنار آنها گذشته است و به سرعت آنها در وضعيتي قرار مي گيرند كه ديگر نمي توانند تدريس كار آمد داشته باشند يك معلم كار آمد معمولاً تحولات مربوط به رشته خود را تعقيب مي كند و دائماً مهارتهاي خويش را بهبود مي بخشد . آنها در حال آموختن هستند . به عبارتي ديگر آنها دائماً در حال شاگردي كردن هستند(همان منبع).

داشتن ديدگاه: با بررسي فعاليت هاي انجام شده و آنچه در حال انجام است در تعليم و تربيت ، متاسفانه به اين نكته مي رسيم كه برنامه ريزان و معلمان ما ديدگاه خاصي نسبت به تعليم و تربيت ندارند. تعليم و تربيت كه قرار است معلم و به طور كلي آدمي خود را وقف كند با مسائل زيادي در ارتباط است. از يك طرف با دنيايي از انديشه ها روبرو هستيم كه به هر حال معلمين ما به طور كلي اطلاعي از آنها ندارند. انديشه هاي مطرح شده در مكاتب رفتار گرا و ساختار گرا و بالطبع آن نگرش فرا شناخت و نقش آن در فرآيند ياددهي يادگيري و از طرف ديگر معلمين با فعاليتهاي عملي سرو كار دارند.كه يك هنر مند واقعي مي توان بين دنياي انديشه ها و فعاليتهاي عملي ارتباطي مستقيم بر قرار و در كلاس درس خود آنرا جلوه گر سازد.

معلم با داشتن ديدگاه مشخص در ارتباط با فلسفه تعليم و تربيت و مي تواند به فرآيند يادگيري توجه بيشتر نشان دهد . نيازهاي آتي جامعه اطلاعاتي را در نظر داشته باشد و آموزش خود را سازگار با اين مسائل بنمايد.

سازگاري كردن آموزش با نيازهاي آتي اجتماعي ، جامعه اطلاعاتي ، بدين معناست كه مدارس بتوانند همواره در زمينه يادگيري مستمر فعاليت كنند . ترغيب و حمايت از اين فرايند مستلزم فرآيند هاي مناسب يادگيري است.

كه در آن فراگيران بايد در تنظيم فرآيند يادگيري خود سهيم شوند. بنابراين اغلب يادگيري به فرآيندي اطلاق مي شود كه فراگيرنده نياز دارد اطلاعات كافي در مواردي مانند موضوع مواد درسي و محتوا داشته باشد(2-www).

براي نيل به اين منظور ، معلم با سازماندهي فعاليتهاي يادگيري از ساختارهاي فني كه از اوحمايت مي كنند مانند كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات مانند بخشي از ساختار يادگيري استفاده و با محور قرار دادن دانش آموز، برنامه آموزش خود را شروع و به پيش مي برد.

اگر فرآيند يادگيري ، بيشتر دانش آموز محور باشد ، دانش آموز مسؤول انجام دادن كارهاي خودش است و نقش معلم فقط هدايت كننده است. با اين حال تا كنون از امكانات بالقوه فناوري و اطلاعات به ندرت استفاده شده است. فرآيند يادگيري شاگرد محور هنوز هم بسيار نادرند و بيشتر كاربردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات كه مورد استفاده قرار مي گيرند فرآيند يادگيري معلم محور را تسهيل مي كنند . اگر كاربرد هاي فناوري اطلاعات با روالهاي فعلي تدريس تطبيق داده شوند اعتقادات و نگرشهاي معلم نسبت به رفتارهاي تدريس تغيير
نمي كند و در نتيجه تغييرات اساسي در فرآيند تدريس ايجاد نمي شود(
2-www).

و به هر حال لازم است براي توسعه راهبرد اثر بخش در كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات كه منجر به ارتقاي يادگيري و تدريس شود اولين گامها براي جايگزيني فناوري اطلاعات و ارتباطات به جاي فعاليتهاي كنوني يادگيري و تدريس انجام شود تا معلمين با لمس آنچه را كه خود دانش آموزان با هدايت او ياد گرفته اند ، آماده انجام فعاليت هاي بعدي نيز باشند. 

تكنولوژي در خدمت معلم: بعضي ها آينده تدريس را به گونه اي تصور مي كنند كه كلاسها به محيطي مناسب جهت مشاركت فعال و بديهه گويي تبديل شده است. اين نوع كلاسها نياز به افزايش مهارت معلمان و شاگردان خواهد داشت . عده اي ديگر اين كلاسها را به تفريح خواهند يافت . در تصور آنها جوانب غير ضروري باعث افزايش كار در جهت آنها خواهد شد. در اين ميان به نظر مي رسد كه دولتها نيز طرفدار ترقي و بهبود كيفيت تدريس هستند . به عنوان مثال از طرف دولت انگليس اعلام شده است كه قرار است تا سال 2006 مبلغ 900 ميليون يورو براي ارتقاي تكنولوژي اطلاعات (ICT) هزينه شود . در اين ميان مبلغ 25 ميليون يورو صرف تبديل تخته هاي سفيد (وايت بورد)ها به صفحات نمايشي خواهد شد كه مي توانند كامپيوتر، تصوير، صدا، فيلم و لينكهاي اينترنتي را به هم ربط دهند . از همين حالا مي توانيد نمايي براي اين وايت بورد پيدا كنيد . با استفاده از اين روش جديد ، كلاس درس در كانون تكنولوژي قرار مي گيرد. در حالي كه زماني تنها وسيله آموزشي ، تخته سياه بود كه فقط امكان نوشتن را ايجاد مي كرد(3-www).

تكنولوژي مي تواند رابطه صميمي و اعتماد سنتي بين معلم و شاگرد را بر هم بزند . ديگر زمان گذشته كه معلم داناي كل باشد و كتابها تنها منبع اطلاعات دانش آموز فقط آنچه مهم است نبايد فراموش كنيم كه تمامي روشهاي نوين و استفاده از تكنولوژي براي بهبود افزايش كارايي است نه به عنوان جايگزيني براي روشهاي سنتي ، صرف استفاده از رايانه و اينترنت تماشاي فيلم ويديويي باعث ايجاد بروز خلاقيت نمي شود اما مي توان از همه اين وسايل در عمل ساختن ايده هاي نوع استفاده موثر نمود اگر معلمان امكانات لازم را در اختيار داشتند(مقايسه كنيد با مبالغي كه دولت انگلستان در نظر دارد براي آموزش و ارتقاي تكنولوژي مصرف كند)مي توانند از روشهاي موثري در تدريس بهره گيرند و تنها در اين حالت است كه مي توانيم بگوييم تكنولوژي در خدمت علم و تدريس و آموزش قرار گرفته است.

فناوري اطلاعات به صورت يك كل مطرح مي شود. دسترسي سريع به اطلاعات روز يك وسيله است كه خود به تنهايي نمي تواند باعث ايجاد تحول شود بلكه ما به اين وسيله مي توانيم محيط يادگيري را تغيير دهيم و تمامي اين راهها در خدمت يادگيري مداوم است. تا هدف را دقيق و روشن تعريف نكنيم و به توافق نرسيم وارد كردنICT به تنهايي انقلابي حاصل نمي كند. در سال 2000ميلادي مفهوم يادگيري مداوم در چهار محور مطرح شد: 1ـ يادگيري براي دانستن2ـ يادگيري براي درون3ـ يادگيري براي به كار بستن4ـ يادگيري براي با هم زيستن

مفهوم يادگيري مداوم با رشد اقتصادي و اجتماعي همراه است پويايي وارد جامعه مي شود بسياري از اختلاف نظرها تعديل مي شود . نظام آموزشي ما نيز نيازمند آن است كه اين كل را ببيند(4-www).

 چالشها و چشم اندازها: همانطور كه گفته شد برنامه ريزان و صاحب نظران معتقدند توسعه اطلاعات و آموزش و پرورش ضروري است، ولي مسأله ساده نيست و موضوعي پيچيده و نياز مند برنامه ريزي، فكر كردن، سياستگذاري و اجراي درست است . در انجام اين كار ما چند نقطه ضعف داريم:

1ـ بخش خصوصي در اين زمينه به دلايل تاريخي ضعيف است. در واقع به موقع سوار قطار ICT نشده است. جسارت ندارد و نتوانسته كار كند . مشاركت مردمي از طريق بخش خصوصي موثر نيست. در واقع بايد گفته شود هر وقت ما صحبت از مشاركت مردمي داريم فقط جهت تأمين هزينه ها مي باشد و الّا مشاركت مردمي در برنامه ريزي آموزشي و نظارت چيزي نزديك صفر است.

2ـ بدنه كارشناس آموزش و پرورش بايد پيگير باشد. ICT را نمي شناسد. ارتباطات را نمي داند. مسائل ريز و درشت و نرم افزارها را نمي شناسد و ارتباط آن با آموزش و پرورش را نمي داند به همين جهت نظارت و نتيجه خوبي ندارد. البته وقتي گفته مي شود  ICTرا كارشناسان نمي شناسند منظور قابليتهاي آن است ، آنقدر آنها در مشكلات اداري و مالي غرق شده اند كه فرصت فكر كردن در باره اين قابليتها را ندارند و اگر هم فرصتي پيدا شد و نرم افزاري بررسي شد معمولاً جهات انتقادي كار بيشتر در نظر گرفته تا نتايجي كه ممكن است از ارائه يك نرم افزار آموزشي حاصل شود كه كار غلط انجام شود و رهنمون بدهند. 

هدف از  ICT در آموزش و پرورش: منظور و اهداف آموزش و پرورش از توجه به موضوع كاهش ICT را مي توان در موارد زير خلاصه كرد.

كاهش مستمر فاصله بين ميزان استفاده دانش آموزان از ICT در خارج و داخل مدرسه به زبان ساده تر در ميزان استفاده از رايانه و اينترنت در خارج و داخل مدرسه فاصله وجود دارد و آموزش و پرورش مي خواهد اين فاصله را خصوصاً براي مدرسه كاهش دهد و كل فرآيند را به نفع مسائل آموزشي عوض كند كه اين زحمت زيادي دارد. ولي آنچه را كه همه نبايد فراموش كنند اينكه اولاً فناوري اطلاعات به تنهايي نمي تواند فرآيند ياددهي يادگيري را حل كند. بلكه ابتدا بايد آموزش و پرورش به اصلاح روشهاي آموزشي، ارتقاء تواناييهاي فردي، تجديد نظر در تربيت معلم و توسعه ICT مي تواند نظام را كارآمد كند . خلاقيتها بايد تشويق شوند . آنقدر همه در كلاسها و آموزشهاي سنت فرو رفته ايم كه ارزشيابي مستمر در نظام دو نوبته آموزش عمومي نتوانست به اهداف خود برسد.نوع تكاليف، نگرش معلمين و دبيران به نحوه سئوال از درس تغيير نكرد و طبيعتاً روشهاي آموزش نيز دچار تحول شد. همه فعاليتها در بحثي به نام پوشه كار عقيم ماند و تمام.! در حالي كه امكان داشت با استفاده از خلاقيت معلمان (كه خوشبختانه كم هم نيست)آزمونهاي عملكردي را توسعه بخشيد و اگر معلمين بر آنچه قرار بود انجام دهند مسلط بودند با ارائه كليدي از واژگان يا مفاهيم براي آنهايي كه دسترسي به اينترنت داشتند امكان فعاليتهاي مستمر را فراهم مي نمودند.

 تجارب ديگر كشورها : در زمينه ICT و ورود آن به آموزش و پرورش و استفاده در ارتقاء يادگيري سه تجربه موفق در اين زمينه وجود دارد:

* كانادا: علت موفقيت اين است كه از ابتدا توسعه ICT و با ورود نرم افزارها ، تعامل در محيط هاي آموزشي را تست كرده اند، آنرا تعريف كرده اند ، معلم را تربيت كرده اند ، دانش آموز را آماده كرده اند و با ورود هر نرم افزار همه را گام به گام با ICT هماهنگ كرده اند . معلم، شيوه هاي ارزشيابي و كل فرآيند ياددهي يادگيري در اين مسير متحول شده اند . اين به صورت يك فرهنگ شده است . رايانه و گچ و تخته فرقي نمي كند همه جزء فرهنگ شده اند.

* ايرلند: آموزش و پرورش به موقع و خوب عمل كرده است. به اين نتيجه رسيده است كه تربيت عمومي در تربيت معلم كارآمد نيست و معلم را بايد در يك درس خاص پرورش دهند.معلمين را به صورت تخصصي پرورش داده اند كه قدرت حل مسأله داشته باشند. توانمند كردن معلم در حل مسائل در فرآيند ICT بسيار مناسبت دارد و مفيد است معلمي كه مسأله را طرح مي كند، حل مي كند، درجات پيش بيني را گذرانده و از رايانه هم به موقع استفاده كرده است. در اين روند ، چگونگي آموزش رايانه در آموزش درسي جا داشته و معلم نيز اطلاعات به روز دارد. هم به درس واقف است هم به رايانه دقت داشته باشيم كه ياد دادن رايانه به معلم يك بعد است و استفاده معلم از آن در فرآيند آموزش يك بعد ديگر . ما الان فقط در جايي قرار داريم كه صرفاً معلمين را داريم با كليات رايانه آشنا مي كنيم . بحث هاي بعدي تغيير نگرش است در آموزش و تغيير جايگاه معلم از يك داناي كل سخنران به يك راهنما كه خود نيز احتياج به اطلاعات روز دارد و گام به گام همراه با دانش آموز به اين مهم نائل مي آيد.

* فنلاند: اين موفقيت را به دو دليل و به طور نسبي كسب كرده است.

1ـ تجربه طولاني كه در آموزش از راه دور دارد و خود آموز شناخته شده است.

2ـ تجربه در امر چند رسانه اي و آموزشهاي ديداري و شنيداري . كه رايانه هم در واقع از اين دو زاويه در آموزش و پرورش جذب شده يعني از راه فرهنگ و تجربه(4-www).

با بررسي وضعيت جغرافيايي كشورهايي مانند فنلاند و استراليا و عدم دسترسي تعداد زيادي از دانش آموزان به مدارس سنتي ، آموزش از راه دور كه ابتدا از بي سيم ، بعد راديو و تلويزيون و اكنون به رايانه ختم شده است چاره كار تشخيص داده شده كه به خوبي هم جزء فرهنگ مردم در آمده است. اين موضوع را با كشور ما مقايسه كنيد كه اگر بخواهيم يك تلويزيون را در روستايي دور دست نصب و از طريق آن به دانش آموزان آموزش دهيم با چه مشكلاتي موجه هستيم. در واقع زير ساختهاي كلي كشور ما هم دچار اشكال است.

 جلوگيري از تكرار خطا: در بسياري از كشورها از جمله ايران ، مديران آموزش و پرورش شروع به خريد رايانه براي مدارس نموده اند . اما در سر راه استفاده موفق از رايانه در مدارس مشكلاتي وجود دارد . كه در اين بخش به چالشهاي حضور رايانه در مدارس مي پردازيم. اگر از تجربيات موفق سه كشور در ارتباط با استفاده از رايانه در آموزش و پرورش گفتيم تجربيات كشورهايي مانند فرانسه و حتي آمريكا در عقيم ماندن تلاش آنها در رابطه با اين موضوع و بلا استفاده ماندن تعداد زيادي رايانه در مدارس نيز در جاي خود قابل بررسي و تأمل است .

شكي نيست كه كاربرد ساده رايانه بايد در آموزش آغاز شود ولي از آنجا كه در هر صورت اين دستگاه را فقط يك نفر مي تواند استفاده كند ، اين موضوع مهم پيش مي آيد كه مدارس ساده ترين كاربرد رايانه را ابتدا انتخاب كنند و بعد با حصول تجربه هاي بيشتر فعاليت ها را ارتقا دهند . البته با بررسي همين تعداد رايانه متوجه مي شويم كه آنها در جهت اهدافي مانند ورود مشخصات دانش آموزان و نمرات ترم (نوبت آنها) تايپ با استفاده از Word و تماشاي فيلم هاي Cd و يا استفاده از امكانات صوتي آن و پخش از بلندگو در ساعات تفريح آموزشگاه استفاده
مي شود. اگر هم چند مدرسه اي با استفاده از امكانات مالي ديگر به اينترنت دسترسي پيدا كنند معمولاً نمي دانند دنبال چه چيز هستند . در هر صورت از هم اكنون مشخص است كه ما نمي توانيم يا نتوانسته ايم زمينه هاي استفاده آموزشي از رايانه را در مدارس به وجود آوريم . البته اين موضوع نبايد باز هم مانع دسترسي مدارس به رايانه را فراهم كند بلكه با دقت در تكرار خطاي گذشتگان در كار با رايانه ها سعي شود از آنها در جهت آموزش فعال و پويا استفاده نمود.

جلوگيري از تكرار خطا: در بسياري از كشورها از جمله ايران ، مديران آموزش و پرورش شروع به خريد رايانه براي مدارس نموده اند . اما در سر راه استفاده موفق از رايانه در مدارس مشكلاتي وجود دارد . كه در اين بخش به چالشهاي حضور رايانه در مدارس مي پردازيم. اگر از تجربيات موفق سه كشور در ارتباط با استفاده از رايانه در آموزش و پرورش گفتيم تجربيات كشورهايي مانند فرانسه و حتي آمريكا در عقيم ماندن تلاش آنها در رابطه با اين موضوع و بلا استفاده ماندن تعداد زيادي رايانه در مدارس نيز در جاي خود قابل بررسي و تأمل است .

شكي نيست كه كاربرد ساده رايانه بايد در آموزش آغاز شود ولي از آنجا كه در هر صورت اين دستگاه را فقط يك نفر مي تواند استفاده كند ، اين موضوع مهم پيش مي آيد كه مدارس ساده ترين كاربرد رايانه را ابتدا انتخاب كنند و بعد با حصول تجربه هاي بيشتر فعاليت ها را ارتقا دهند . البته با بررسي همين تعداد رايانه متوجه مي شويم كه آنها در جهت اهدافي مانند ورود مشخصات دانش آموزان و نمرات ترم (نوبت آنها) تايپ با استفاده از Word و تماشاي فيلم هاي Cd و يا استفاده از امكانات صوتي آن و پخش از بلندگو در ساعات تفريح آموزشگاه استفاده
مي شود. اگر هم چند مدرسه اي با استفاده از امكانات مالي ديگر به اينترنت دسترسي پيدا كنند معمولاً نمي دانند دنبال چه چيز هستند . در هر صورت از هم اكنون مشخص است كه ما نمي توانيم يا نتوانسته ايم زمينه هاي استفاده آموزشي از رايانه را در مدارس به وجود آوريم . البته اين موضوع نبايد باز هم مانع دسترسي مدارس به رايانه را فراهم كند بلكه با دقت در تكرار خطاي گذشتگان در كار با رايانه ها سعي شود از آنها در جهت آموزش فعال و پويا استفاده نمود.

1ـ مهم و حياتي است كه به افراد اطمينان دهيم در مراحل استفاده از رايانه ، اگر با نتايج ضعيف يا پيامد هاي نا خوشايندي روبرو شدند روحيه خود را از دست ندهند و دلسرد نشوند . برنامه دولت فرانسه در دهه هشتاد ، براي ورود صدها هزار رايانه به مدارس ، باعث نوميدي ، دلسردي و تضعيف روحيه طرفداران اين برنامه شد و تلاشهاي پس از آن هم دچار چنين مشكلي شد . كشورهاي ديگر هم تجربه چنين پيامدهاي ناخوشايندي داشتند.

2ـ در گذشته هر گونه تلاش براي آوردن رايانه به مدرسه به دليل كمبود سخت افزار عقيم ماند. اما اين وضع زياد طول نكشيد اگر چه رايانه ها قابل اطمينان و معتبر هستند و مدت زيادي نسبتاً بدون مشكل كار مي كنند اما باز هم ، نياز مند تعمير ، نگهداري و پشتيباني هستند، پس ضروري است براي پشتيباني از آن ، بودجه اي در نظر گرفته شود و ترجيحاً بهتر است پول آن از همان بودجه خريد رايانه باشد. البته مسأله بودجه مشكل هميشگي خود را در ايران دارد. اگر حتي رايانه توسط ادارات به مدارس بدون دريافت هزينه اي تحويل شود . موضوع نگهداري و پشتيباني آن نيازمند بودجه است كه طبيعتاً با وضعيت فعلي بودجه سرانه و اينكه دائماً گفته مي شود وجهي از اوليا دريافت نشود در هر صورت  وضعيت رايانه ها را در آينده مواجه با اختلال مي كند . در آمريكا برخي از مدارس ترجيح مي دهند رايانه گرانتري را بخرند كه داراي كارت ضمانت نامه بلند مدت نگهداري از سيستم باشد . زيرا هميشه فراهم كردن سرمايه و پول براي خريد ، راحت تر از تهيه بودجه نگهداري ، پشتيباني و تعمير بعد از آن است. يكي ديگر از كشورها قانوني دارد كه طبق آن خريد ، تعمير، نگهداري و ضمانت نامه و ارائه نرم افزارهاي لازم براي رايانه بايد از يك فروشنده و يا عامل تهيه شود و اين كار براي جلوگيري از مقصر دانستن فروشنده قبلي و طفره نرفتن فروشندگان از وظيفه شان انجام مي دهد. بنابراين تا مشكلات مالي ، منطقي، پشتيباني، نگهداري و ضمانت رايانه ها حل نشده ، نبايد رايانه به مدرسه آورده شود

3ـ وقتي از اهميت مشكلات سخت افزاري كاسته شد و مسائل سخت افزار و ضمانت نامه بر طرف گرديد، منابع بعدي استفاده رايانه در مدارس ، نرم افزار است. امروزه برنامه ها و نرم افزارهاي خوبي وجود دارند براي مدارس ، كميابي، گراني نرم افزار، تنگنا و گره كار نيست، بلكه مسأله انتخاب نرم افزار مهمتر است. ولي شايد مهمتر از تهيه نرم افزار ، لازم است كه استفاده از رايانه در كلاس جزو عادت شود چرا كه وقتي استفاده از رايانه مهم شد معلمين خود نسبت به معرفي نرم افزار براي خريد از طرف مدرسه اقدام مي نمايند يا اگر برايشان امكان دارد عامل خريد نيز خواهند بود.

4ـ سومين مانع بزرگ در ورود رايانه به مدارس بعد از سخت افزار و نرم افزار ، آموزش معلمان است. تقريباً نتايج همه پژوهشها و ارزشيابي ها نشان داده است كه عدم آمادگي معلم ، مشكل شماره يك است، آموزش معلمان هم صرفاً شامل ارائه برنامه Windows يا ICT نيست بلكه باید شامل تغيير نگرشها در ياددهي - يادگيري نيز شود.

5ـ براي اطمينان مديراني كه در اين كار پيشگام مي شوند ، ضروري است تضمين كنيم كه رايانه بلافاصله پس از ورود به مدرسه ، استفاده مي شود. در هر صورت ارائه راهكارهايي لازم است كه همزمان با نصب و راه اندازي رايانه از آنها استفاده شود. استفاده، را هم قبلاً توضيح داديم آنچه را كه مورد نظر مي باشد استفاده آموزشي است. بايد معلمين دنبال راهكارهايي باشند كه رايانه در مراحل اوليه استفاده از آن، وجود افراد مستبد و تابع مقررات خشك و دست پاگير و ايجاد محيطي دستوري و مقرراتي و حضور سرپرستان محتاط است. مديران لازم است در استفاده از رايانه اصل خطا ايمن را فراموش نكنند كه اگر خطا كنيد رايانه دچار مشكل
 نمي شود و سالم مي ماند در استفاده از برنامه ها نيز به هشدارهاي خود رايانه توجه كنيد.

6ـ در استفاده از رايانه در مدارس حداقل سه مكتب فكري وجود دارد كه هر كدام نقطه قوت و ضعف خودشان را دارند.

اولين سبك، رايانه را به عنوان ماشين تدريس مي بيند كه وظيفه اش حساب كردن يا براي آموزشي خصوصي و انفرادي به دانش آموز بر مبناي راهنماي برنامه تحصيلي و برنامه ريزي است.

دومين سبك استفاده از رايانه را عاملي براي پرورش مهارتهاي فكري و غني سازي آموزش مي داند . توان بالقوه رايانه ، شبيه سازي مشكلات و را گسترش مي دهد.

سبك سوم استفاده از رايانه را به عنوان ابزاري مي دانند كه صاحبان شركتها و سرمايه گذاران از آن استفاده مي كنند، در اين خصوص استفاده از رايانه در مدارس براي آماده كردن دانش آموزان براي استفاده از رايانه در محل كار است.

مي توانيم كاربرد يا سبك چهارمي براي رايانه ذكر كنيم و آن بازي است . بازيهاي بسياري وجود دارند كه توان بالقوه قابل توجهي براي رشد و پرورش مهارتهاي شناختي مهم دارند و شواهد نشان مي دهد ، حتي بازيهايي كه ادعا نمي كنند داراي پيامد آموزشي هستند نيز مي توانند منجر به يادگيري و فراگيري شوند. زيرا خود بازي با كامپيوتر يك پيامد آموزشي دارد. البته در همين جا بايد بين بازيهاي آموزشي و بازيهاي مهيج و خشن خط فاصله اي كشيد و هر بازي را به هر بهانه اي را روي رايانه و در اختيار هر دانش آموزي قرار ندهيم.

قبل از ورود رايانه به مدرسه، لازم است نحوه استفاده و راه استفاده از رايانه انتخاب شود . اين موضوع هم دستوري و بخشنامه اي نيست. اگر ندانيم براي چه رايانه تهيه مي كنيم مي توانيم فيلم هاي Cd را در ويدئو Cd تماشا كنيم. تايپ اوراق امتحاني را به شركتهاي بيرون از مدرسه سفارش دهيم و ورود نمرات و مشخصات هم از وظايف اداره است . پس همان بهتر كه بودجه خريد رايانه به مخارج كمر شكن ديگر مدرسه اختصاص دهيم.

اینجا را هم ببینید : معلمان خوب من

http://sedaiemoallem.blogfa.com/post-100.aspx

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٥

خالی

وب سایت مهندس جمشید مختاری

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٥

خالی

 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن  ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

 

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

پرشين بلاگ

 

صفحه اصلی

مديريت كلاس درس

معلم موفق

معلمان خوب من

____________

 

مقالات علمی فيزيک

نجوم
فيزيک هسته ای

مکانیک نیوتنی
ساير موارد

هوپا
 _____________

آموزش دروس

المپياد فيزيک

کانون دانش

______________

سوالات امتحان نهايی
آموزش و پرورش ناحيه ۳

گروه فيزيك ناحيه 3

_____________

خدا شناسی

زيبائيهاي هستي

____________


روانشناسی

هیپنوتيزم

______________
سرگرمي

اصفهان

زنگ تفريح

فال روزانه

فال حافظ

فال چوب

فال انبيا

طالع بيني اسم

زنگ تفريح

انيميشن هاي فيزيك

______________

شعر
بیوگرافی
آرشیو عکس

_______________

_______________

امکانات
 

اخبار آموزش و پرورش

آموزش و پرورش اصفهان

سازمان سنجش

خبرگزاری ایرنا

جام جم

روزنامه جمهوری اسلامی

شبکه رشد

باشگاه دانش پژوهان

سازمان پژوهشهای علمی

دانشگاه اصفهانَ 

دانشگاه صنعتی اصفهان

آمار بازديد کنندگان

 

   
>